چرخش در استارتاپ – تعزیه ویژه

چرخش در استارتاپ

در این نوشته می‌خواهیم درباره چرخش یا پیوُت بخوانیم که یکی از اصول مهم در استارتاپ ناب است. پیشتر درباره اصول استارتاپ ناب کارگاهی داشتم که در این لینک می‌توانید آن را ببینید.

چرخش آن‌طور که در تعاریف اریک ریس نویسنده کتاب Lean Startup آمده است به معنی تغییر یا چرخش در استراتژی بدون تغییر در چشم‌انداز است. به این معنی که به طور کلی چشم‌انداز شما در یک صنعت مشخص است و هدفی که می‌خواهید به آن برسید اما ممکن است استراتژی یا مدل کسب‌وکار خود را برای رسیدن به این چشم‌انداز بارها تغییر دهید.

یک از تصاویری که می‌تواند به خوبی مفهوم چرخش در استارتاپ را نمایش دهد تصویر بالاست.

همان‌طور که می‌دانیم شما در طراحی مدل کسب‌وکاری که برای استارتاپ خود انجام می‌دهید مجموعه‌ای از فرضیات را درباره مشتری، ارزش، درآمد و زیرساخت‌ها را کنار یکدیگر می‌چینید و شروع می‌کنید به اعتبارسنجی این فرضیات.

شما در واقع در استارتاپ‌تان یک آزمایشگاه دارید که مدام در حال ترکیب عناصر مختلف مدل کسب‌وکار کنار یکدیگر هستید تا به یک کسب‌وکار بالغ برسید.

در این آزمایشگاه ممکن است بارها متوجه شویم که برخی از این عناصر (مثل یک آزمایشگاه شیمی) باید تغییر کنند یا حتی شرایط آزمایش تغییر کند تا به یک محصول مناسب برای مشتری مناسب برسیم.

حال فرض کنید شما در آزمایشگاه خود می‌خواهید دو عنصر را با یکدیگر ترکیب کنید و پس از تست اولیه می‌فهمید که این دو عنصر کنار یکدیگر نتیجه ماده موردنطر (محصول مشتری‌پسند) را نمی‌دهد. در این شرایط هرچقدر هم تلاش کنید و منابع مصرف کنید باز هم نتیجه موردنظر را نخواهید داشت. اصرار شما روی این که الا و بلا باید همین دو عنصر ترکیب شوند فقط وقت و انرژی و پول شما را تلف خواهد کرد تا جایی که سرمایه شما تمام می‌شود و تیم شما از هم می‌پاشد.

اینچاست که می‌گوییم باید چرخش کرد.

یعنی باید یا درنظر گرفتن نتیجه آزمایش‌های قبل تعییراتی ایجاد کنیم. یا عناصر را تغییراتی دهیم، یا شرایط محیطی آن را عوض کنیم. 

در دنیای استارتاپ‌ها دقیقاً به همین شکل ما در ابتدا مدل کسب‌وکاری را در نظر گرفته‌ایم که از فرضیات ما درباره بازار نشات گرفته است. اگر دیدیم که در این مدل کسب‌وکار یک جای کار می‌لنگد هنگامه چرخش است.

یعنی یا باید بخش مشتری خود را تغییر دهیم. یعنی همین محصول را در برای بخش‌های دیگری از بازار تست کنیم. شاید بخش پولدارتری از بازار، شاید از B2C به B2B، شاید ….

یا باید فیچرهایی از محصول را تغییر دهیم. شاید فیچرهایی را رایگان کنیم، شاید فیچر جدیدی ایجاد کنیم، شاید ….

یا باید مدل درآمدزایی را تغییر دهیم. شاید از کمیسیون گرفتن به حق اشتراک، شاید از مدل کسب‌وکار تبلیغات به فریمیوم، شاید…

یا…

چرخش معمولاً با صرف منابع زیادی از سازمان همراه خواهد بود. مثلاً ممکن است اعضای تیم اصلی (کوفاندرها) با چرخش شما همراه نباشند و تیم بپاشد یا سرمایه‌گذار شما مخالف باشد یا ممکن است خودتان دل‌تان نیاید که آن همه زحمتی که کشیدید هدر برود ولی بدانید که با همه این اوصاف چرخش کردن بهتر از اصرار بر شرایط کنونی است. چرا که اصرار بر شرایط کنونی یعنی درجا زدن یعنی قانع شدن به بقا نه رشد.

استارتاپ باید همیشه تلاشش بر رشد باشد نه بقا.

مشاهده ادامه مطلب

سایت فرهنگی و مذهبی تعزیه ویژه » Blog Archive » بحران ۱۰ میلیون پسر پیر و دختر ترشیده

نــــــــــــــــــگار : «در حال حاضر بیش از ۱۰ میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد که هنوز تشکیل خانواده نداده اند. از دیگر سو فاصله بین بلوغ و ازدواج به شدت در حال افزایش است و پسران که باید در سن ۲۲ سالگی ازدواج کند، در سنین ۲۹ تا ۳۵ سالگی تشکیل خانواده می دهند که با این وضعیت به تعداد جوانان آماده ازدواج افزوده می شود».
سایت فرهنگی و مذهبی تعزیه ویژه

* سعید کوشافر
شاید به نظر خیلی مهم نباشد , اما واقعیت این است که انقدر این مساله مهم است که یک اسیب شناس اجتماعی درخصوص ان هشدار میدهدو میگوید که وجود ۱۰ میلیون جوان ازدواج نکرده تهدیدی برای اینده کشور است و بنیان خانواده را متزلزل میکند.اما در این میان مساله دختران مجرد را باید بادقت و وسواس بیشتری بررسی کرد.

تجرد در فضای اجتماعی به معنای عدم ازدواج رسمی فرد است. عموما افرادی که در گروه سنی بالای ۳۵ سال قرار دارند، به عنوان مجرد قطعی یا دائم شناخته می‌شوند. تجرد قطعی را شاید بتوان نوعی تعریف از شرایط افرادی دانست که از نظر عرف جامعه، سن مناسب ازدواج را پشت سر گذاشته‌اند. افسردگی، حاشیه نشینی اجتماعی، کاهش اعتماد به نفس، بیماری‌های روانی و جسمی از پیامدهای قابل مشاهده و مستقیم این پدیده محسوب می‌شوند.
ازدواج یکی از مراحل مهم زندگی فرد در جامعه و پذیرش اجتماعی او محسوب می‌شود. تشکیل خانواده از چند دهه قبل تا کنون به دلیل تاثیر مدرنیته، افزایش نرخ ثبت نام کنندگان در تحصیلات تکمیلی، میل به اشتغال و کسب درآمد مستقل با تغییرات زیادی مواجه بوده است. در بسیاری از اخبار و گزارش‌ها، در بیان بالارفتن سن ازدواج یا کم بودن تعداد پسران آماده به ازدواج نسبت به دختران بسیار اغراق شده است و مسئله تغییر شیوه ازدواج و عوامل مهم در تشکیل خانواده سالم و پایدار در حاشیه این مباحث قرار گرفته است.
تجرد قطعی بیش از آن که یک مسئله به واقع خطرآفرین باشد، از نظر ذهنی و روانی برای فرد و خانواده‌اش یک مشکل و معضل به شمار می آید که باید هر چه سریع تر رفع شود. اما چرا تجرد قطعی به وجود آمد و گسترش یافت؟ آیا سنت‌های نادرست ازدواج و عدم تربیت صحیح از مهم‌ترین عوامل محسوب نمی‌شود؟ تحصیلات، اشتغال و تغییر نگرش در انتخاب همسر با بالارفتن سن شاید دچار نوعی وسواس شود اما از بعد دیگر به انتخاب آگاهانه و پذیرش مسئولیت همسرداری و والدی نیز منجر شده است. در بررسی دقیق‌تر پیامدهای منفی ازدواج در سن بالا باید به میزان طلاق و اختلافات زناشویی بین افرادی که در سنین پایین ازدواج کرده‌اند و کسانی که در سن بالا ازدواج نموده‌اند، توجه نمود. میزان رضایت از زندگی و پذیرش نقش والدی و همسری مهم‌ترین محور یک زندگی مشترک محسوب می‌شود.
با این همه این که تلقی عموم افراد جامعه از تجرد قطعی چیست، بر پیامدهای آن تاثیرگذار است زیرا خوردن برچسب مجرد قطعی و بدون فرصت ازدواج، به خصوص برای دختران بار روانی و اجتماعی زیادی را به همراه دارد که مجموعه‌ای از آسیب‌های فردی و اجتماعی همانند افسردگی، روابط نامشروع، ازدواج‌های اجباری و سقط جنین و … از پیامد های احتمالی آن خواهند بود


***دختران مجرد

دلایل زیادی در میان دختران برای دیر ازدواج کردن یا «تجرد قطعی» وجود دارد که طیف وسیعی از دلایل، از نیافتن شخص مناسب تا کسب استقلال و بدبینی به مردان را در بر می‌گیرد.
دیر ازدواج کردن یا «تجرد قطعی» در هر جامعه‌ای و از هر منظری که به آن نگاه کنیم، نوعی آسیب اجتماعی به حساب می‌آید و اثرات روحی و روانی و اجتماعی بسیاری را با خود به همراه خواهد داشت. هرچه سن ازدواج بالاتر رود، امکان رسیدن به «تجرد قطعی» که یک مفهوم ذهنی به حساب می‌آید ـ به این معنی که فرد در ذهن خود فکر ازدواج را برای همیشه خط بزند ـ بیشتر می‌شود.
دکتر افشارنادری مدرس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رودهن عدم‌ تمایل افراد به ازدواج را به ۲بخش ساختاری و غیر‌ساختاری تقسیم می‌کند و می‌گوید: در راس عوامل غیرساختاری، مسائل عقیدتی قرار دارد. به این معنا که فرد به خاطر این که در تصمیم‌گرفتن آزاد شده است تصمیم می‌گیرد که مجرد باقی بماند. در ایران هم این تغییرات عقیدتی روی داده است. افراد می‌گویند برای چه ازدواج بکنیم در حالی که داریم زندگی‌مان را می‌کنیم. از طرفی والدین هم اصراری برای ازدواج فرزندشان ندارند. فرد در عقیده خود آزادی بیشتری دارد البته نه آزادی کامل به مانند کشورهای غربی. به اعتقاد این جامعه‌شناس عواملی چون معلولیت‌های جسمی، افزایش تحصیلات و ناهمسازی‌های جمعیتی که در نتیجه جنگ و انقلاب به‌وجود می‌آیند نیز جزء عوامل غیرساختاری در تاخیر سن ازدواج است.
با این حال تجرد به هر دلیلی که رخ دهد، اثرات و آسیب‌های روحی و روانی را با خود خواهد داشت. خاصه در میان دختران که چه از لحاظ ذاتی و فطری و چه از نظر اجتماعی، موقعیت آسیب‌زاتری دارند.

دکتر مجید ابهری میافزاید: وجود این تعداد جوان ازدواج نکرده در کشور در شرایطی است که شاهد افزایش فاصله بین بلوغ و سن ازدواج در میان جوانان کشور هستیم و این می تواند منجر به بروز پدیده پیردختری و پیرپسری در دهه‌های بعدی می شود.

این اسیب شناس خاطرنشان میکند: افزایش سن ازدواج تهدیدی برای آینده کشور است و از سوی دیگر بنیانهای خانواده را متزلزل می کند و پدیده پیردختری و پیرپسری را در کشور رواج می دهد.

وی ادامه داد: در حال حاضر بیش از ۱۰ میلیون جوان در سن ازدواج وجود دارد که هنوز تشکیل خانواده نداده اند. از دیگر سو فاصله بین بلوغ و ازدواج به شدت در حال افزایش است و پسران که باید در سن ۲۲ سالگی ازدواج کند، در سنین ۲۹ تا ۳۵ سالگی تشکیل خانواده می دهند که با این وضعیت به تعداد جوانان آماده ازدواج افزوده می شود.

ابهری با بیان اینکه در سال آینده تعداد پسران آماده ازدواج افزایش پیدا می کند، دلایل بالا رفتن سن ازدواج و کم شدن تمایل جوانان به ازدواج را اینگونه بیان کرد: براساس نتایج تحقیقات بنیاد خانواده، عوامل مختلفی منجر به کاهش ازدواج در کشور می شود که شامل عوامل اقتصادی، رفتاری و روانی است.

وی ادامه داد: بیکاری، گران شدن مسکن، مهریه های نامتعارف، تورم، هزینه های سنگین ازدواج، خرید جهیزیه های نامعقول از جمله عوامل اقتصادی است. همچنین عدم مسوولیت پذیری پسران و ترس آنها از اداره زندگی و خانواده از جمله عوامل روانی و رفتاری برای کاهش ازدواج در کشور است.

به گفته این آسیب شناس، کاهش ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج پیامدهایی را شامل می شود که رواج زندگی های مجردی، افزایش آمار فساد در جامعه، بروز پدیده پیردختری و پیرپسری از جمله پیامدهای این اقدام است که دولت می تواند با حمایت مادی و معنوی مانع از بروز این خطرات در جامعه شود.

وی با اشاره به آمار ازدواج جوانان گفت: براساس سازمان ثبت احوال آمار ازدواج نسبت به سال گذشته دو و نیم درصد کاهش داشته است و آمار طلاق افزایش. در تهران به ازای هر سه ازدواج یک طلاق و در شهرستان ها به ازای هر پنج ازدواج یک طلاق انجام می شود.

ابهری نقش وزارت جوانان را در حمایت از ازدواج جوانان موثر ندانست و گفت: سازمان ملی جوانان باید دوباره احیا و اتاق فکری برای شناسایی و آسیب شناسی مشکلات حوزه جوان تشکیل شود. در حال حاضر مدیریت امور ورزش و جوانان با یکدیگر ادغام شده و عملاً هیچ اتفاق و برنامه ای برای حل مشکلات اجتماعی جوانان در این وزارتخانه انجام نمی شود.

***دختران آماده ازدواج ۸ رقمی شدند
درهمین راستا ؛ یک آسیب شناس اجتماعی با اعلام اینکه ۱۱ میلیون دختر آماده ازدواج داریم؛از شیوع پدیده افزایش میانگین سنی دختران مجرد در ایران خبر داد و گفت: ۴ تا ۶ میلیون دختر مجرد آماذه ازدواج در کشور وجود دارند که این می تواند تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم زند.

دکتر مجید ابهری با بیان اینکه این دختران به این نتیجه رسیده اند که ازدواج به درد آن ها نمی خورد افزود: ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی به مرحله تجرد کامل رسیده اند که عوامل زیادی دراین زمینه نقش داشته است.

وی با تاکید بر افزایش آماردختران مجرد و آماده ازدواج ، دلایل مختلفی مثل مشکلات اقتصادی ، تورم و گرانی ، اشتغال ؛ گرانی مسکن از نظرمادی و حس عدم مسئولیت پذیری پسران از نظر رفتاری را از موانع اصلی ازدواج خواند.

ابهری عبور دختران از سنین مطلوب ازدواج وحتی رسیدن به سن یائسگی را پیر دختری خواند و گفت: این افراد سن مطلوب ازدواج را به دلایلی از دست داده اند اما هنوز مجرد می باشندو اینچنین امروز جامعه مواجه با این پدیده شده است.

وی افزود: وقتی دختری از سنین عرفی ازدواج عبورکرد ازترس مجرد ماندن به ازدواج های نامناسب تن می دهند. یعنی به مرد متاهل یا مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد می باشند پاسخ مثبت می دهند.

این آسیب شناس عوارض اینگونه ازدواج ها را به هم ریختگی یک خانواده در صورت ازدواج با مردان متاهل و بروز مشکلات زناشویی با مردان سنین بالا عنوان کرد.

وی با اشاره به اینکه تعدادی از این دختران به خاطر مسائل یاد شده قید ازدواج را زده و به زندگی مجردی خو گرفته اند اظهار داشت: در این میان بعضی از خانواده ها دچار مشکلات رفتاری با دخترانشان شده واین تقابل های روزمره ،دختران را به زندگی مجردی و جدایی از خانواده سوق داده اند.

دکترمجید ابهری گفت: با توجه به اینکه در روز دختر باید حرف های زد که باعث خوشحالی دختران گردد اما این واقعیت های تلخ باید مورد توجه دولتمردان ، خانواده ها و خود دختران قرار گیرد.

***زنگ خطر تجرد قطعی دختران
اما دراین خصوص مدیرسیاسی – فرهنگی معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری نیز گفت: در صورت حل مسئله ازدواج جوانان، بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی خود به خود کاهش می‌یابد، چرا که مشکلات اخلاقی برخی دختران و پسران جوان در شهرهای بزرگ به علت افزایش سن ازدواج است.
زهره سادات لاجوردی، افزود: لازم است پسران و دختران در اولویت‌های خود برای انتخاب همسر بازنگری کنند و به این موضوع بپردازند که چقدر از لحاظ اخلاقی، اعتقادی و فرهنگی با یکدیگر تناسب دارند؛ چرا که توجه به چنین نکاتی باعث جلوگیری از بروز بسیاری از آسیب‌های اجتماعی می‌شود.
مدیرسیاسی – فرهنگی معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در ادامه اظهار کرد: در چند سال اخیر شاهد افزایش سن ازدواج بوده‌ایم و حتی برخی از دختران به سن تجرد قطعی رسیده‌اند و این وضعیت زنگ خطر را برای خانواده‌ها به صدا درآورده است. در این شرایط باید بیشترین توجه را به خانواده‌ها داشته باشیم و سبک زندگی خود را بازنگری کنیم.
وی با بیان اینکه ازدواج در سن بالا چه برای دختر و چه برای پسر می‌تواند مسائل زیادی را در پی داشته باشد، تاکید کرد: هنگامی که فرد در سن بالا ازدواج می‌کند، دیرتر به آرامش روانی که بر اثر ازدواج به موقع به آن دست می‌یابد، می‌رسد و حتی ممکن است نبود آرامش کافی موجب ناموفق بودن او در محیط کاری شود.
مدیرسیاسی – فرهنگی معاون امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری با تاکید بر نقش خانواده‌ها در تسهیل ازدواج جوانان، اظهار کرد: لازم است خانواده‌ها شرایط را به گونه‌ای فراهم کنند که جوانان به موقع ازدواج و از تشریفات زائد خودداری کنند و شرایطی را برای طرفین فراهم نکنند که دستیابی به آنها دشوار باشد.
لاجوردی با بیان اینکه خانواده‌ها باید به بهداشت روانی اعضای خود توجه کنند، گفت: اگر بهداشت روانی فرزندان در خانواده‌ها تامین شود و محیط خانواده‌ها پرتنش نباشند فرزندان آماده تشکیل خانواده موفق می شوند؛ این در حالی است که آنان در خانواده‌های پرتنش دچار سردرگمی می‌شوند و به بیراهه می‌روند.
وی افزود: دختران به علت برخورداری از روحیه‌ای حساس‌تر در خانواده‌های پرتنش آسیب‌پذیرتر هستند. آنان احساس بی‌پناهی می‌کنند و اگر به طور دائم در معرض مشاجره‌های پدر و مادر خود باشند، تعادل روانی و عاطفی خود را از دست می‌دهند. چنین دختری در زندگی مشترک نمی‌تواند نقش مادری و همسری خود را به خوبی ایفا کند.

*** تجرد دختران تحصیل کرده
همچنین ، معاون مرکز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی- اجتماعی زنان گفت: بررسی آمار میزان تجرد دختران دارای تحصیلات عالی بین یک دهه گذشته نشان می‌دهد که تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات عالی از حدود ۵ درصد به ۱۶درصد رسیده است.
“ناهید رام پناهی” با بیان این مطلب افزود: بررسی آمار مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از ۲۶درصد در سال ۷۵ به ۴۲درصد در سال ۸۵ رسیده است.

وی تصریح کرد: نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب‌شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.
معاون مرکز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی- اجتماعی زنان اظهار داشت: برخلاف اینکه تحصیلات عالی تأثیر منفی بر افزایش ازدواج دختران داشته است ولی اطلاعات اخیر ارائه شده از مرکز آمار حاکی از این است که این روند بر افزایش طلاق مؤثر نبوده است.

وی ادامه داد: مقایسه آمار فعلی با یک دهه قبل نشان می‌دهد که طلاق در قشر تحصیل‌کرده به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا نکرده اما درصد مجردان دارای تحصیلات عالی به‌صورت قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است.

“رام پناهی” همچنین در مورد آمار زنان و مردان مجرد کشور گفت: اگر تعداد زنان و مردان هرگز ازدواج نکرده را در رده سنی بین ۱۵ تا ۳۴ سال در نظر بگیریم می‌بینیم تعداد مردان مجرد در این دوره سنی ۲میلیون و ۶۰۰ هزار نفر بیشتر از تعداد دختران مجرد است.
وی افزود: اما درصورتی که بین رده سنی دختران و پسران مجرد ۵سال اختلاف قائل شویم نشان می‌دهد که تعداد دختران ۱۵ تا ۲۹ ساله هرگز ازدواج نکرده از تعداد پسران ۲۰ تا ۳۴ساله مجرد، یک میلیون و ۳۰۰هزار نفر بیشتر است.

وی تأکید کرد: مقایسه این آمار نشان می‌دهد که اگر اختلاف سن زوج و زوجه در ازدواج‌ها کمتر شود به قدری به حل این بحران کمک می‌شود ولی درصورتی که این روند انتخاب همسر از سوی پسران که تمایل به ازدواج با دخترانی با چند سال اختلاف سنی دارند ادامه پیدا کند، تعداد تجرد قطعی در دختران افزایش می‌یابد.
زندگی مجردی و استمرار تجرد در هر جامعه ای می تواند تبعات و پیامدهای منفی بر جای بگذارد. یکی از این پیامدهای منفی به این خاطر است که یک برنامه ریزی جدی برای اوقات فراغت جوانان وجود ندارد که می تواند یکی از عوامل مهم درگیری با آسیب های اجتماعی باشد.

***آسیبهای مجردی دختران
از انواع آسیب های پیش روی افراد مجرد می توان به گرایش به مصرف مواد مخدر و روان گردان که معمولاً از سیگار شروع می شود، اشاره کرد. همچنین افزایش تجرد و استمرار تنهایی می تواند زمینه ای برای گرایش به انحرافات اخلاقی باشد. اما بخش مهم دیگری که در این حوزه می توان به آن اشاره کرد، تاخیر در سن ازدواج یا بالارفتن میانگین سن ازدواج است چرا که افراد مجرد همان طور که در فرهنگ عامیانه نیز گفته می شود از مسئولیت پذیری کمتری نسبت به افراد متاهل برخوردارند. در واقع عدم مسئولیت پذیری در قبال خانواده و دیگران می تواند یکی دیگر از پیامدهای اجتماعی تجرد باشد البته این مشمول همه افراد مجرد نیست.
ضمناً اگر افراد مجرد، بیکار نیز باشند، مسائل در این موضوع حادتر می شود به طوری که حتی استمرار بیکاری می تواند زمینه فشارهای روانی را در افراد افزایش دهد لذا زندگی مجردی و بالارفتن فراوانی افراد مجرد در جامعه ای که در آن برای جوانان برنامه ریزی نشود، عوارض منفی و ناگواری را می تواند به دنبال داشته باشد.
توجه داشته باشیم؛ هر دو دختر و پسر در صورت استمرار تجرد در معرض حوادث مختلفی هستند اما طبیعتاً پسران به دلیل این که از آزادی عمل بیشتری برخوردارند معمولاً خطرات آنها را بیشتر تهدید می کند.
مزاحمت های خیابانی، قرار گرفتن در کنار باندهای هنجارشکن، شرکت در پارتی ها و مصرف مشروبات الکلی در این پارتی ها و جشن های مختلط که همگی مثل زنجیر به هم وصل می شوند، از جمله خطراتی است که برخی از پسران مجرد را تهدید می کند.
دکتر محسن ایمانی در مقاله خود می‌نویسد: «عده‌ای از مراجعین که سنین آن ها بالا رفته و ازدواج نکرده بودند، اظهار می‌داشتند که مدتی است که حالات خاصی را پیدا کرده‌اند که قبلا دچار آن نبوده‌اند؛ حالاتی همچون بی‌حالی و وارفتگی، بی تفاوتی نسبت به لذت‌ها و رغبت‌ها، کاهش توانایی در تمرکز و تصمیم‌گیری و تفکر، که همگی نشان از افسردگی ا‌ست.» در غالب پژوهش‌های علمی مشخص شده است که گرایش به پدیده افسردگی در دختران مجرد بیشتر است تا زنان متاهل. همچنین دیده شده است که تاخیر در ازدواج سبب می‌شود که افراد تمایلات طبیعی خود را به تدریج نادیده بگیرند و دچار افسردگی و انزوا شوند و اگر ازدواج با معیارهای صحیح و از روی علاقه صورت گیرد، می‌تواند از بروز افسردگی جلوگیری کند. در واقع افرادی که ازدواج کرده‌اند با خطر بسیار کمتری، برای ابتلا به بیماری های روانی به‌خصوص افسردگی رو به رو هستند.
بالا رفتن سن ازدواج یا فرد را به سمت «تجرد قطعی» سوق می‌دهد و یا وی را درگیر وسواس در انتخاب می‌کند که آن‌هم نتیجه‌ای جز تجرد دائم در پی نخواهد داشت. اتفاقی که در میان دختران رخ می‌دهد و زیاد از زبان آن‌ها می‌شنویم این است که: «حالا که سن و سال من بالا رفته، باید انتخابی داشته باشم که دیگران نگویند بعد از این همه صبر کردن، چرا چنین فردی را انتخاب کردی؟!» این نکته باعث یک ایده‌ال‌گرایی افراطی می‌شود که معمولا فرد کمتر کسی را واجد شرایط برای همسر گزینی خواهد یافت.
وقتی که دختران به سن ازدواج می‌رسند، دائم از آن ها سوال می‌شود که چرا ازدواج نمی‌کنند؛ و این برای دختران بسیار ناراحت کننده است و موجبات رنجش و نگرانی از آینده را برای آنان فراهم می‌آورد.
عده‌ای، خصوصا آنها که به شکل اجباری در ورطه‌ تجرد افتاده‌اند، که البته در این مورد تعداد دختران بیش از پسران است، خود را بلاتکلیف می‌بینند، نمی‌توانند هدف درستی را برای خود برگزینند و راه روشنی را پیدا کنند، همه چیز را به ازدواج و بعد از آن موکول می‌کنند. با این تفکر که همیشه نمی‌شود خانه‌ پدری زندگی کرد، نمی‌توانند برای آینده‌ خود برنامه‌ روشنی پیش‌بینی کنند.
وقتی سن فرزندان مجرد خانواده بالاتر می‌رود احتمال بروز انحرافات توسط آنها بیشتر می‌شود. البته این سخن بدان معنا نیست که هر فرد مجرد یا مسن، در گروه منحرفین قرار داد. ولی منظور آن است که افراد منحرف در بین انسان‌های مجرد در مقایسه با افراد متأهل بیشتر است. نیاز جسمی و عاطفی، چیزی ا‌ست که نمی‌توان به سادگی از آن چشم پوشید و جز در زندگی زناشویی بدلی را برای آن فراهم آورد. کما این‌که تنها یک راه درست و اساسی برای این مسائل وجود دارد و آن ازدواج است.
کم حوصلگی، عدم انعطاف و وجود پرخاشگری ـکه طبق فرضیه‌ «ناکامی ـ پرخاشگری» جان دالر، که پرخاشگری را ناشی از ناکامی‌ها می‌داندـ از مشکلاتی ا‌ست که ازدواج در سنین بالا و «تجرد قطعی» با خود به همراه خواهد داشت. همچنین کارشناسان معتقدند که در شرایط پیشرفته‌تر ممکن است زنان و دختران جوان که غالبا دیر ازدواج می‌کنند، به سمت خودنمایی (بد حجابی)، رفتارهای پرخطر جنسی و حتی خودکشی روند.
مشکلات اجتماعی که گریبانگیر دختران می‌شود هم جای تامل دارد، مشکلاتی اعم از نگاه اجتماع و عرف به‌خصوص در جامعه‌ دین‌مندار و سنتی ایرانی، مشکلات اقتصادی و …

***راه حل بحران تجرد دختران
یک جامعه‌شناس راه‌حل برون رفت از بحران افزایش سن ازدواج را خواستگاری دختران از پسران عنوان کرد و گفت: در حال حاضر فاصله سن بلوغ تا ازدواج ۱۵ الی ۱۷ سال شده است و با توجه به تغییرات جامعه و حرکت به سوی مدرنیته برای کم کردن این فاصله سنی، دختران نیز در صورت لزوم باید بتوانند از پسران خواستگاری کنند و این مسئله باید در جامعه فرهنگ‌سازی شود.
مجید ابهری افزود: در حال حاضر از موانع ازدواج می‌توان به سه عامل اشاره کرد؛ یکی موانع محیطی و عوامل بازدارنده اقتصادی مانند بیکاری، کافی نبودن حقوق یا گرانی مسکن و عامل دوم سنت‌های غلط خانوادگی مانند مهریه‌های غیرمتعارف و هزینه‌های وحشتناک مراسم ازدواج است که باعث می‌شود پسر تا پایان عمر در حال پرداخت اقساط یک شب عروسی باشد.
وی افزود: عامل سوم به مسائل تربیتی و علل رفتاری برمی‌گردد که امروزه ۷۰ درصد از جوانان از پذیرفتن مسئولیت و اداره یک خانواده وحشت دارند و زندگی‌های مجردی آنان را بد عادت کرده است و در این میان والدین مقصران اصلی هستند.
ابهری با بیان اینکه از کودکی باید مسئولیت‌پذیری را به کودک آموخت، اظهار کرد: مسائل بسیار کوچکی در تربیت کودکان می‌تواند در مسئولیت‌پذیری جوانان در آینده موثر باشد. به طور مثال سپردن وظیفه آبیاری و رسیدگی به یک گلدان می‌تواند در مسئولیت‌پذیری کودک موثر باشد.
این جامعه‌شناس با بیان اینکه کمرنگ شدن مهارت‌های زندگی و بی‌توجهی به ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی باعث شده است تا بسیاری از جوانان در انتخاب همسر، سلیقه والدین را نپذیرند، افزود: به همین منظور تمایل به حضور در سایت‌های همسریابی بیشتر شده و افراد در فضای مجازی یا کوچه و خیابان به دنبال همسر هستند و در این راستا تحقیقات نشان داده است که ۸۵ درصد از ازدواج‌های خودگزین که بر اساس معیارهای مادی و ظاهری صورت گرفته، در ظرف کمتر از پنج سال به طلاق منجر شده است.
وی افزود: سایت‌های همسریابی به ایجاد رابطه میان دختر و پسرمشغول هستند و هیچ نهاد نظارتی بر آنها نظارت ندارد.
ابهری در مورد پیشنهاد وزارت ورزش و جوانان مبنی بر راه‌اندازی سایت‌های همسریابی در ذیل مراکز مشاوره، ادامه داد: باید یک کارگروه تخصصی به بازنگری صلاحیت موسسان و گردانندگان این سایت‌ها بپردازد و در صورت تایید و تصویب، سایت‌های مجاز اعلام شوند. در حال حاضر اطلاعات داده شده از سوی جوانان در این سایت‌ها خصوصا پسران معمولا نادرست است.
وی با اعتقاد به اینکه به شدت مخالف ازدواج از طریق فضای مجازی است، اظهار کرد: در فضای مجازی در صحت اطلاعات افراد هیچ‌گونه تضمینی وجود ندارد و اکثر اطلاعات همچون تحصیلات، درآمد و سن به دروغ ثبت می‌شود.
این جامعه‌شناس با اشاره به وظایف وزارت ورزش و جوانان در این زمینه، اظهار کرد: سیاست‌زدگی نهادهای فرهنگی در گذشته باعث شده تا بسیاری از نهادها و سازمان‌ها از وظایف اصلی خود دور شوند. از جمله وزارت ورزش و جوانان که بهتر است امور جوانان از مقوله ورزش جدا شود واین مسئله را بر اساس ۳۰ سال سابقه پژوهشی در خصوص آسیب‌های اجتماعی بیان می‌کنم.
ابهری با بیان اینکه وام ازدواج در دولت‌های گذشته یک تعارف اجتماعی بوده است، تاکید کرد: افراد برای دریافت مبلغ سه میلیون تومان وام که هیچ دردی را دوا نمی‌کند، آنقدر درگیر بروکراسی اداری می‌شوند که پشیمان می‌شوند.
وی افزود: وام ازدواج باید حداقل ۱۰ میلیون تومان بدون بهره با اقساط بلندمدت باشد و در خصوص مسئله مسکن نیز، مسکن‌های ارزان قیمت به شرط تملیک به جوانان ارائه شود تا بتواند ازدواج جوانان را تسهیل کند.

***توصیه های شهاب مرادی
حجت الاسلام شهاب مرادی نیز پس از بررسی مشکلات یک دختر جوان مجرد و به دلیل اینکه افراد زیادی با مشکل او رو به رو هستند هشت راهکار را برای حل این مشکل پیشنهاد کرد. وی در بخشی از این توصیه‌ها با پیشنهاد چند دیالوگ، توصیه کاربردی خود را با سبکی ابتکاری تکمیل کرده است که خواندن آن خالی از لطف نیست.
۱ــ نگرانی شما در مورد تاخیر در ازدواج خردمندانه و منطقی است.
۲-بی تردید ازدواج مهم است اما مسلما همه زندگی نیست! اجازه ندهید نگرانی از این مسئله تمام زندگی شما را مختل کند. بین یک دختر خانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم حتما سلامت را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم تان باشید. کم نیستند افرادی که در سنین بالا ازدواج می کنند و ازدواج موفقی هم دارند. اگر احساس ناخوشایند و یا افکار آزاردهندی دارید و ناامیدی یا حس افسردگی که در پیام قبلی بیشتر به آن اشاره کردید مانع انجام عملکردهای شماست و آرامش شما را مختل می کند حتما به مشاوری متدین مراجعه کنید.

۳ – شاید یکی از علل عدم حضور خواستگار با توجه به شرایطی که شما دارید سطح بالای تحصیلات و موقعیت اجتماعی خوب شما است و نگرانی آنها از بابت بالا بودن سطح توقعات شما که دور از ذهن نیست و حتی برخی از خواستگارهای بالقوه در چنین شرایطی در قبال دختر خانمی با شرایط تحصیلی و اجتماعی شما -شاید- احساس حقارت می کنند.

۴ – لازم است با توجه به سن و شرایطِ امروزتان، دوباره تمامی معیارها و ملاک ها و سلیقه های خود را بازبینی کنید و با حفظ مبانی ملاک ها و معیارها و حتی برخی سلیقه ها را تعدیل و به روز کنید.مثلا بر اساس معیارهای ۲۰ سال پیش شما خواستگار امروزتان با تفاوت سنی ۴-۳ سال، باید ۴۱-۴۰ ساله باشد و حتما مجرد. اما اولا این معیار امروز برای یک دوشیزه ۳۷ ساله، واقع بینانه نیست! ثانیا احتمال مشکلات شخصیتی برای پسر ۴۰ ساله مجرد به مراتب بیشتر از یک مرد ۴۰ ساله ایست که تجربه طلاق دارد.

۵ – نسخه ی به روز شده معیارها و ملاک هایتان را در خلال صحبت هایتان راحت با دوستان و نزدیکان و اطرافیان در میان بگذارید،نقش آنها را به عنوان معرف نادیده نگیرید. روشن است که منظورم درد دل با بدخواهان و دشمنان نیست!

۶٫ به صورت غیرمستقیم درصحبت هایتان عدم مخالفت تان را برای ازدواج ابرازکنید. مثلا در مورد خواستگاری که -مثل دشمن فرضی- به علت بی نماز بودن او را رد کردید صحبت کنید و با دیالوگی مانند این شماره ۵ را هم اجرایی کنید: «یکی دو جلسه صحبت کردم مرد محترمی بود و من مشکلی با شرایط سن و سالش نداشتم تقریبا از من ۱۳ سال بزرگتر بود اما خب متاسفانه نمازخون نبود و اظهار بی اعتقادی کرد. من هم ردش کردم» یا «خواستگار محترمی بود با اینکه تجربه یک عقد و طلاق داشت اما با این موضوع مشکل چندانی نداشتم ولی اصل موضوع این بود که در مورد شُربِ خَمر اظهارات مناسبی نداشت و گفت نمی تونه قول بده که هیچ وقت مشروب نخوره! خب شرب خمر هم می دونی یه خطِ قرمزِ جدی است. من هم ردش کردم» دو سه تا از این اظهارات را می توانید بیان کنید و اگر مصداق ندارد به نحوی بیان کنید که اصلا دروغ و کذب نباشد این طوری: « من که با ازدواج مشکلی ندارم اما از شما می پرسم به نظرت اگر دختری توی شرایط من خواستگاری داشته باشه که خدای ناکرده مشروب خور باشه و حاضر هم نیست توبه کنه اون دختر باید قبول کنه؟ ــ اگر طرف صحبت شما با پُر روی گفت: بله قبول کنه و دلیل و توجیه اورد، شما هم محکم بگید: نه رسول خدا صریحا نهی کرده از چنین ازدواجی» و …

۷٫ مراجعه به مشاور برای پاسخ نهایی مثبت یا منفی به خواستگار را برای خودت لازم و ضروری بدان. دقت بفرمایید حتی پاسخ منفی. و خیلی به صرفه است مشاورتان ثابت باشد. مومن و از لحاظ تاهل و خانوادگی موفق و شاداب.

۸٫ از دعا و توسل غافل نیستید خوب است. از خدا بخواهید که همسری مناسب و لایق نصیب کند که لیاقت شما را داشته باشد. برای امر ازدواج توسل و نذر به امام هادی علیه السلام مجرب است. نذر ایشان کنید.

مشاهده ادامه مطلب

۱۰ دروغ رایجی که والدین هرگز نباید به کودکان خود بگویند

دروغگو دشمن خداست؛ این از آن جمله‌هایی است که با روح و جان بیشترِ ما عجین شده است. آن‌قدر که پدرومادرمان در دوران کودکی از این جمله استفاده کرده‌اند تا به ما یاد بدهند که نباید دروغ بگوییم، احتمالا از هیچ عبارت و جمله‌ی دیگری استفاده نکرده‌اند. اما حقیقت این است که پدرومادرها، خودشان مدام […]

نوشته ۱۰ دروغ رایجی که والدین هرگز نباید به کودکان خود بگویند اولین بار در تعزیه ویژه پدیدار شد.

مشاهده ادامه مطلب

تبارشناسی سلفی‌پژوهی غربیان! – تعزیه ویژه

به گزارش تعزیه ویژه ؛ کارگروه تاریخ اشراق با محوریت عبرت‌پژوهی تاریخی در بهار ۹۳ نشست‌هایی با موضوع سلفی‌گری برگزار نمود که در یکی از جلسات مقوله‌ی سلفی‌گری و وهابیت در منابع غربی را با حضور جناب آقای محمدحسین رفیعی بررسید. در ذیل، متن و صوت این نشست تقدیم شما می‌شود.

وهابیت در منابع غربی

تبارشناسی مواجهه‌ی پژوهشی غربیان با وهابیت

پیش از آغاز بحث، می­خواهم عنوان این جلسه را قدری اصلاح کنم و به جای «وهابیت در منابع غربی»، عنوان «تبارشناسی مواجهۀ غربیان با مطالعات وهابیت» را به‌کار برم زیرا مطالبی که قرار است مطرح کنم، در همین وادی می‌گنجد. اگرچه نوع مواجهه و دلایل و انگیزه‌های غربی‌ها از جمله موضوعاتی است که ذیل این عنوان مطرح می‌شود، بنده در این جلسه قصد ندارم درباره‌شان صحبت کنم بلکه به موضوعات مفصل‌تر دیگری اشاره خواهم کرد که در دو بخش طرح خواهد گردید:

۱- در بخش اول، به مطالبی که غربیان جمع‌آوری کرده‌اند، توجه خواهد شد. در این بخش دربارۀ اینکه غربی‌ها از چه بازۀ زمانی با پدیدۀ وهابیت مواجه شدند و نیز چرایی و چگونگی این مواجهه صحبت خواهد شد.

۲- موضوع بخش دوم، مطالعات آکادمیک دراین‌باره است. در این بخش به این سؤال پاسخ داده خواهد شد که وقتی سنت شرق‌شناسی و اسلام‌شناسی وارد حوزۀ مطالعاتی پدیدۀ وهابیت می‌شود، چگونه موضع می‌گیرد، چه کار می‌کند و جریان‌شناسی‌های مختلفش چگونه است. افزون بر این، از پدیده‌ها یا مطالعاتی که اکنون در این حوزه با آنها مواجه‌ایم و نیز پدید‌ه‌هایی که باید شناخته شوند، سخن خواهیم گفت.

بخش اول: منابع غربیان دربارۀ وهابیت

اولین اسنادی که دربارۀ جریان وهابیت وجود دارد، اسناد سیاسی است. اسناد بمبئی از اسناد ثبت‌شده و قابل اعتماد و اعتنا دربارۀ این جریان است. اسناد بمبئی گزیده‌ای از اسناد مربوط به وهابی‌ها در قرن نوزدهم میلادی (قرن سیزدهم هجری) است. این گزیده را شخصی به نام ساموئل منستی از روی اسناد اصلی تهیه و در سال ۱۳۵۰ق ارائه کرد. اسنادی که این گونه در دسترس قرار گرفتند، اصلی‌ترین منبع سندی غربی مورد اعتماد دربارۀ جریان وهابیت به‌شمار می‌آیند. مهم‌ترین منابع سفرنامه‌ای و سیاحتتعزیه ویژهی نیز سفرنامۀ کارستن نییبور است. کارستن نیبور سیاح معروف اروپایی است که به درخواست پادشاه وقت کشورش از غرب تا شرق شبه‌ جزیره عربستان را بازدید کرد و به جمع‌آوری اطلاعات دربارۀ این مناطق و مردمش همت گمارد. اطلاعاتی که از این سفر بدست آمده است، به لحاظ سنت اروپایی، شاید هنوز متقدم‌ترین اطلاعات موجود باشد. بعد از آن می‌توان به سفرنامۀ هارفورد بریج اشاره کرد. این سفرنامه اکنون موجود است و یکی از منابع سفرنامه‌ای قابل اعتماد به‌شمار می‌آید.

به نظر بنده، گرایش‌ نویسندگان این سفرنامه‌ها، بیش از آنکه جاسوسانه یا سیاسی باشد، انگیزه‌ای برآمده از جستجوگری و کنجکاوی درونی‌ست که برآمده از جهل و نادانی آنها نسبت به فرهنگ و تمدن مشرق زمین است. به عبارت دیگر، آنها خواستار آشنایی با پدیده‌هایی بودند که در قلب جهان اسلام و حجاز وجود داشت. ازهمین‌رو، عازم سفر به این مناطق می‌شدند و نتیجه مشاهداتشان را در قالب سفرنامه یا سیاحت نگاشته ثبت می‌کردند البته، نباید از این حقیقت چشم پوشید که حاصل سفرهای این گروه به شرق، به غیر از این متون سفرنامه تعزیه ویژهی، انتقال آثار باستانی و ارزشمند مشرق زمین نیز بوده است. با وجود این، من از همین ابتدای امر می‌خواهم بین گرایش‌هایی که در بین شرق‌شناسان وجود داشت تفکیک قائل شوم.

ما در قالب کلی قائلیم که شرق‌شناسان گرایش منفی داشتند و در اصل می‌خواستند چیزی را کشف یا رصد کنند که به ضرر جهان اسلام تمام شود یا اهداف استعماری را دنبال می‌کردند البته، ممکن است انگیزۀ آنها برای چنین کارهایی دغدغۀ شخصی‌شان باشد؛ به‌ عبارت دیگر، آنها به دنبال مسئله‌ای بودند که از درون خودشان مطرح شده بود و با این مطالعات و سفرها می‌خواستند درباره‌اش به نتیجه برسند. به گمان من، دستۀ اول نخست کسانی هستند که با دغدغۀ شخصی راهی چنین سفرهایی شدند. در مورد ایران و مناطق شرق هم میتوان از سفرنامه‌نویسانی با این انگیزه یاد کرد. پس از آن، روحیۀ کاری تغییر کرد و منافع سیاسی مطرح‌شد و در اصل همین‌ها (گروه اول) بودند که توجه سردمداران و مسئولان سیاسی کشورهای غربی را به اهمیت استراتژیک و اقتصادی خاورمیانه جلب کردند. در واقع، آنها زمینه‌ای را فراهم کردند تا بعدها نمایندگان بیشتری از کشورهای غربی به این مناطق فرستاده شوند.

بعد از دو شخصی که از آنها یاد کردم، باید از فولنی یاد کرد که اگرچه نتوانست خود را به حجاز برساند، اطلاعاتی دربارۀ منطقۀ حجاز و نجد به ما می‌دهد و افزون بر این، از آنجا که در شام و فلسطین با حجاجی مواجه شده بود که از جریان وهابیت در حجاز سخن میگفتند، در سفرنامه‌اش گزارش های خوبی به‌دست می‌دهد. اهمیت این گزارش‌ها زمانی آشکار می‌شود که دریابیم در آن زمان وهابیت تازه داشت بر حجاز اثر می‌گذاشت. گزارش‌‌های فولنی در متون تاریخ‌تعزیه ویژهی بعدی مانند جبرتی یا متون شرقی‌تر مثل لمع الشهاب موجود و مسطور است. گزارش‌های این فرد اروپایی از ترس و واهمۀ حجاج از پدیدۀ وهابیت که در حجاز بروز و ظهور کرده، بسیار جالب توجه است. در این گزارش‌ها آمده است که مسلمانان نگران‌اند و از این موضوع سخن می‌گویند که قدرت وهابی‌ها دائم در حال زیاد شدن است و آنها می‌خواهند به مناطق دیگر حمله کنند. نوع تعریفی که در این گزارش‌ها از عقاید وهابی‌ها بیان می‌شود، موضوع جالبی به نظر می‌رسد.

مهم‌ترین شخصی که در دورۀ نخست از حضور شرق‌شناسان در این منطقه، جایگاه ویژه‌ای دارد، بوکهارت است. آنهایی که دربارۀ تاریخ ایران مطالعه و پژوهش کرده باشند، نام او را شنیده‌اند. این شرق‌شناس که کتابی نگاشته است با نام تاریخ صحرانشینان وهابیان، در سال ۱۳۱۴ق یعنی در اوایل قرن نوزدهم میلادی به شبه‌ جزیره وارد شد. توجهی که او به موضوعات اقتصادی و فرهنگی دارد، یکی از ویژگی‌های سفرنامه‌اش است. به لحاظ تاریخی، بوکهارت در بازه‌ای پراهمیت وارد منطقۀ نجد و حجاز شد زیرا در آن زمان با حملۀ محمدعلی‌پاشا در عمل، دولت اول سعودی مضمحل شده بود. نکتۀ جالب آن است که او خود با نمایندۀ محمدعلی‌پاشا ملاقات کرده و دریافت‌های خویش را از این پدیده‌ها نگاشته است. نویسندۀ غربی این سفرنامه، با آنکه در شبه‌جزیرۀ عربستان تازه‌وارد است، سپاه عثمانی را نجات‌دهندۀ اسلام اصیل معرفی کرده است. درک این فرد به عنوان یک شاهد بیرونی و کسی که با هیچ طرف (عثمانی و وهابیت) عقد اخوتی ندارد جالب است. او عثمانی را در مقابل بدعت وهابی‌ها نجات‌دهنده و پشتیبان اسلام اصیل می‌داند. نکتۀ بسیار جالب‌تر این است که بوکهارت مسلمان می‌شود و در دوره حضورش در حجاز حتی فریضۀ حج را به‌جا می‌آورد. دریافت ‌های او از این سفر و سفرنامه‌ای که نوشت، دستاورد ویژه ‌ای برای انگلستان نداشت. بوکهارت اساسا، بر مبنای دغدغۀ شخصی‌اش در آن منطقه حاضر شد. از این زمان به بعد یعنی از زمانی که دولت اول سعودی سقوط کرد، انگلستان به منطقه به طور ویژه توجه کرد. این دولت از نفوذ فرانسوی‌ها در منطقه نگران بود.

بیان انگیزه‌های دولت انگلستان در این خصوص موضوعی تکراری است؛ اینکه هند برای انگلستان اهمیت بسیار داشت و ازهمینرو می‌کوشید دیوارهای مواجهه‌اش با قدرتهای استعمارگر دیگر مثل فرانسه را که در آن دوره عامل تهدیدکنندۀ فدرتش به ‌شمار می‌آمد، جلوتر ببرد را بارها شنیده ایم. حجاز و مصر از نقاط استراتژیک در این مساله محسوب می شدند. پیش از این، ناپلئون به مصر حمله و آنجا را فتح کرده بود و در این بازه، انگلستان به شدت احساس خطر می‌کرد؛ بنابراین تلاش کرد نمایندگان بیشتری به حجاز بفرستد. هدف اول این دولت از گسیل داشتن نمایندگانی به این منطقه، کسب اطلاع از تحولات شبه‌جزیره و رصد کردن اوضاع و شرایط برای اتخاذ تصمیمات بهتر بود. چهرۀ سرشناسی که بعد از بوکهارت و در بازۀ زمانی پس از سقوط دولت اول سعودی و قدرت‌گیری سپاهیان عثمانی به سرکردگی ابراهیم‌پاشا در منطقۀ حجاز، وارد شبه‌جزیره شد، شخصی به نام جورج سدلیر بود. جورج سدلیر در سال ۱۸۱۹م به شبه‌جزیره آمد و از قطیف تا ینبع را بازدید کرد. اطلاعاتی که او در کتابش آورده، از آن رو ارزشمند است که می‌توان براساس آنها تغییرات رخ‌داده پس از حملۀ عثمانی در منطقۀ نجد و حجاز را رصد کرد.

بعد از جورج سدلیر، جورج والین که فنلاندی است، با نام مستعار عبدالولی وارد شبه‌جزیرۀ عربستان شد. او در سال ۱۸۴۵م یعنی ۲۵ سال بعد از سادلیر، از سمت قاهره به این منطقه قدم گذاشت و پس از پشت سر گذاشتن، قسیم به حجاز رسید البته، براساس آنچه در منابع غربی آمده است، زمانی که فهمیدند جورج والین مسیحی است، او را کشتند. شاید بتوان علت حقیقی مرگ والین را حضور پرتعداد راهزنان در این منطقه دانست که در آن دوره پدیده ای کاملاً شایع بود.

نمایندگان و اشخاصی که پس از جورج والین وارد منطقۀ حجاز شدند، بیشتر چهره‌های نظامی بودند. آنها اطلاعات ارضی و جغرافیایی را جمع‌آوری می‌کردند. از این زمان به بعد کمکم، این سفرها جنبۀ نظامی پیدا کردند و تقریبا، در اواخر قرن نوزدهم و آستانۀ قرن بیستم، افرادی که به منطقۀ شبه‌جزیره می‌آمدند، با توجه به مسائل نظامی انتخاب می‌شدند یعنی نظامی بودن، شرط انتخاب آنها بود. ریچارد برتون و ویلیام پالگریو از اشخاصی هستند که در این دوره وارد حجاز شدند.

ویلیام پالگریو چهره‌ای بسیار جنجالی است و سفرنامۀ او که به زبان عربی ترجمه شده است، به دلیل اطلاعات بسیار مهمش اهمیت بسیاری دارد. پالگریو به دلیل تمول و وضع خوب مالی‌اش از حمایت کمپانی هند شرقی بهره‌مند بود و باآنکه یهودی بود، حدود هشت سال ریاست انجمن تنصیری انگلیسی‌ها در لبنان را برعهده داشت. شایان ذکر است که حرکت تنصیری همانند حرکت تبشیری با داعیۀ نشر مسیحیت وارد مناطق اسلامی شد و طبیعتا یکی از اهدافی که پیگیری می­کرد، اهداف استعماری اروپایی بود. این حرکت در هر منطقه، شکل خاصی به خود گرفت. درهرحال، پالگریو از سال ۱۸۶۲م از سمت مصر به شبه‌جزیره قدم گذاشت و به مدت یک سال و بدون آنکه مشکلاتی مانند مشکلات افراد قبلی برایش پیش بیاید، در کل شهرهای این منطقه حضور یافت و سپس به راحتی به سرزمین خود بازگشت. این خاورشناس مشاهدات خود را از این سیاحت یک‌ساله به‌طور کامل در سفرنامه‌اش منعکس کرده و همین مسئله سفرنامه‌اش را ارزشمند ساخته است.

پیش از اشاره به باقی نمایندگان قدرت‌های اروپایی در حجاز، لازم می‌دانم با نقل گزارش جناب آقای رسول جعفریان از حضورش در عربستان و شرکت در کنفرانسی که با موضوع حضور همین چهره‌ها در شبه‌جزیره برگزار شد، این نکته را متذکر شوم که ما باید فارغ از نیت‌خوانی و غلبۀ عقایدمان بر پژوهش، موضوعات تاریخی و حتی جریان وهابیت را بررسی کنیم.

آقای رسول جعفریان در این گزارش از دیدگاه غالب شرکت‌کنندگان در کنفرانس یادشده که عموماً عرب بودند، سخن گفته است. براساس سخن او، بیشتر آنها، غربیان سفرکرده به حجاز را جاسوس می‌دانند اما این استاد تاریخ اعتراضش را به چنین دیدگاهی در قالب این عبارت بیان کرده است که «حتی اگر ما بپذیریم که همۀ اینها جاسوس بوده‌اند، حتماً مشاهدات ارزشمندی دارند». درست است که این افراد جزئی از نیروی استعمارگر منطقه بودند که برنامه‌های طولانی‌مدتی برای استعمار کردن این منطقه داشتند اما من در این فرصت کوتاهی که در خدمتتان هستم، تلاش می‌کنم واقعی‌تر بیندیشم و فارغ از اینکه نیت‌خوانی کنم به وقایع رخ‌داده دراین‌باره از دید مورخ و تاریخ‌پژوه نگاه کنم. هرچند که این پدیده فراگیر است اما اگر ادعا داریم که پیشرفته‌تر هستیم یا نسبت به بعضی کشورها که تاریخ‌پژوهی در آنها ریشه ندارد (مثل عرب‌هایی که آقای جعفریان در گزارشش به آنها اشاره کرده است) دغدغه های عمده‌تری داریم، باید بکوشیم از این پدیده فاصله بگیریم. پژوهش علمی در حوزۀ تاریخ در کشور عربستان سعودی بسیار نادر است و تولیدات علمی آنها چندان روش‌مند نیست زیرا در همۀ آنها عقاید پژوهشگر بر پژوهش تأثیر گذاشته است. بنابراین، تأکید می‌کنم که ما حتی دربارۀ پدیدۀ وهابیت هم باید خیلی تحت تأثیر این گرایش‌ها قرار نگیریم و وارد حاشیه نشویم.

در هر صورت بعد از پالگریو، لوئیس پلی، که سرکردۀ نظامی بریتانیا بود، به منطقۀ حجاز سفر کرد. او در سال ۱۸۶۵م به دیدار فیصل بن ترکی آمد. فیصل بن ترکی احیاگر دولت دوم سعودی است. شایان ذکر است که بعد از تسلط محمدعلیپاشا در منطقه، گروه عظیمی از چهره‌های مطرح آل سعود و آل ابن عبدالوهاب را به قاهره بردند، بعضی از آنها را در استامبول و قاهره به دار آویختند، بعضی‌ها را مجبور کردند در الازهر تحصیل کنند و گروه عمدۀ دیگری به مناطق دوردست همچون بحرین، قطیف و عمان گریختند. فیصل بن ترکی با وجود آنکه پادشاه بسیار ضعیف و ناتوانی بود و به‌هیچ روی قابل قیاس با اعقاب خویش در دولت اول نبود، در عمل توانست قدرت را احیا کند. در این زمان، امپراتوری عثمانی و محمدعلی‌پاشا به دلیل آنکه در مصر دچار دغدغه‌های دیگری شده بودند، به منطقۀ حجاز بی‌توجه بودند. همین عامل باعث شد سعودی‌ها از ضعف قدرت مرکزی در منطقه استفاده کنند و حکومت خویش را بنا نهند.

لوئیس پلی، نمایندۀ نظامی بریتانیا در حجاز، با فیصل دیدار کرد و طی این دیدار یکی از اتفاقات مهم تاریخی رخ داد. این اتفاق مهم امضای قرارداد دوستی و به نوعی مصالحه و هم‌پیمانی بین انگلستان و حکومت ضعیف سعودی به نمایندگی فیصل بن ترکی و لوئیس پلی بود. ماجرا از این قرار است که در دورۀ دولت دوم سعودی، بین حکومت آل رشید در شمال منطقۀ نجد و آل سعود ضعیف و ناتوان‌شده‌ای که فیصل بن ترکی در رأس آن قرار داشت، نزاع و درگیری وجود داشت؛ آل رشید که در حائل بودند، از طرف عثمانی حمایت می‌شدند و آل سعود گاه از حمایت انگلستان برخوردار می‌گردیدند اما حکومت دوم یعنی آل سعود، خواستار تداوم این حمایت بود؛ ازهمینرو بود که این پیمان منعقد گردید؛ پیمانی که بعدها باعث نزاع منطقه‌ای شد.

یک نظام مهمی است در ادبیات ردیه‌نویسی خیلی اثرات متعددی داشته که اصلا از حوصلۀ بحث خارج است. از لحاظ ردیه‌نویسی بر وهابیت، چهره‌های بسیار شاخصی در این دوره ظهور کردند. یکی از چهره­هایی که باید به آن اشاره کرده و نوشته‌هایش به دلیل مطالعات میدانی‌اش بسیار مهم است، چالرز داوتی است. او هشت سال در منطقۀ خاورمیانه حضور داشت و به نقاط دور و نزدیک شبه‌جزیره سفر کرد. حضور او در این منطقه یکی از بازه‌های طولانی حضور چهره‌ای غربی در منطقه است. داوتی دربارۀ آداب و رسوم و عقاید اعراب پژوهشی گردآورده که بسیار مهم است. حاصل این پژوهش در سال ۱۹۲۱م در قالب کتاب در لندن چاپ شد.

در این دوره به جز چالرز داوتی، باید از زن و شوهری به نام ویلفرد و لیدی آن بلنت یاد کرد که با دغدغۀ شرق‌شناسی و شناخت آداب و رسوم و سنن اعراب، عازم این منطقه شدند. سفرنامۀ این دو با عنوان الحج الی نجد، مهد عنصر عربی اکنونیکی از منابع اصلی دانشگاهی در کشورهای منطقه است و به‌ویژه در عربستان برای تحلیل آداب و رسوم طوایف و قبایل عرب پیش از ظهور مدرنیسم به آن رجوع بسیار می‌شود.

در قرن بیستم و در آستانۀ جنگ جهانی اول، فضای منطقه کاملاً سیاسی شد. ضعف امپراتوری عثمانی و حرکتهای اسلام‌خواهی که در منطقۀ شام و مصر اتفاق می‌افتادند، دلیل مضاعفی بود برای نگرانی کشورهای اروپایی. از سوی دیگر، انگلستان با آلمانی‌ها و کشورهای دیگری که می‌خواستند در منطقه نفوذ داشته باشند، نزاع داشتند. در کنار این نزاع‌ها آنها از حرکت‌های اسلام‌گرایانه یا اصلاح‌‌گرایانۀ مسلمانان هراس داشتند زیرا احتمال می‌دادند که این حرکت‌ها به نوعی انقلاب ختم شود که منافع آنها را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در چنین فضایی بود که نمایندگان بریتانیا با وجه نظامی پررنگ‌تر، وارد منطقۀ حجاز می‌شوند و حتی مذاکراتی را با حکومت آل رشید در حائل انجام می‌دهند. قصد آنها از این مذاکرات، کاهش دادن تضادهاست. کاپیتان شکسپیر یکی از این نمایندگان بود که در سال ۱۹۳۴م به ریاض آمد و با شخص عبدالعزیز ملاقات کرد. در این دوره، نزاع و دوگانگی بین آل رشید و دولت دوم سعودی از بین رفت و دولت سوم قدرتمندی به دست ملک عبدالعزیز بنیاد نهاده شد. گزارش هری سنت جان فیلبی که شهرت بسیاری دارد، یکی از همان نمایندگان انگلیسی است که در منطقه حاضر شد و به‌قدری با شخص ملک عبدالعزیز ارتباط خوبی برقرار کرد که ملک عبدالعزیز او را مشاور خود کرد. حافظ وهبه عالمی اصالتاً، مصری است که در این منطقه جذب شد و سال‌ها در مقام مشاور عبدالعزیز فعالیت کرد. جالب اینجاست که در ساختار آموزش تقریباً، کاری مشابه حسن رشدیه در ایران کرد. از همین‌جا نزاعی دائمی بین علمای سنتی وهابی و نوگرایانی که در ساختار حکومت وجود داشتند، شکل گرفت. عبدالعزیز در مواجهه با قدرت‌های غربی مانند انگلستان و بعدها امریکا، می‌خواست حکومت را نو کند، تکنولوژی را وارد کند و ساختار را نوین سازد اما علمای سنتی وهابی به‌شدت با این اقدامات او مقابله کردند و هر نوآوری را بدعت قلمداد نمودند. سنت‌گرایی و تحجری که ما از اینها سراغ داریم، از همین‌جا شکل گرفت. سلاطین یا پادشاهان سعودی هم از طریق اشخاص خارجی که در منطقه حضور پیدا می‌کردند با ایده‌های نو آشنا می‌شدند. یکی از این افراد خارجی همین فیلبی است که سرانجام مسلمان شد و عنوان عبدالله را برای خود برگزید.

با مطالعۀ سفرنامۀ فیلبی و نیز چند کتابی که نگاشته است، می‌توان به نزاع دائمی میان علمای سنتی وهابی و نوگرایان پی برد البته، باید اذعان کرد که اقدامات او در این منطقه خیرخواهانه نبود بلکه هماهنگ با منافع کشور خودش بود اما نکتۀ جالب آن است که او از نمایندگی کشور بریتانیا انصراف داد و به عنوان نماینده و مشاور در ساختار حکومت سعودی استخدام شد. عرب‌ها به این شخصیت علاقه‌مند هستد و پژوهش‌های بسیاری دربارۀ او انجام داده‌اند البته، از لحاظ تحلیل اقدامات هری سنت جان فیلبی، بین مورخان عربستان سعودی دودستگی وجود دارد: گروهی طرفدار او هستند و معتقدند که فیلبی در تاریخ عربستان نقش مؤثری داشت و به لحاظ فرهنگی این کشور را وارد عصر مدرنیسم کرد اما گروه دوم معتقدند که او جاسوس و نمایندۀ بریتانیا بوده و هیچ کمکی به منطقه نکرده است.

شخص دیگری که باید به او اشاره کرد، توماس ادوارد لاورنس است که در جریان فروپاشی عثمانی و روابط دوگانه انگلستان با شریف حسین و وهابیان نقش بسیار مهمی داشت. صحبت کردن دربارۀ این چهره، شاید فرصت را از من بگیرد؛ به‌ویژه آنکه هدف من گزارش است و نه وارد شدن به بحث دربارۀ تک تک شخصیت‌ها و نشان دادن اینکه چه جاهایی مؤثر بودند و نقش مثبت یا منفی داشتند.

همان طور که مشاهده کردید، در این بخش بیشتر دربارۀ نمایندگان انگلستان صحبت شد اما این به معنای آن نیست که قدرت‌های دیگر در حجاز حضور نداشتند. فرانسویان هم کم ‌کم، با مدارس علمی و پایگاه‎هایی که در منطقۀ لبنان و شامات و حتی فلسطین ایجاد کردند و استفاده از دانش‌آموختگانی که با فرهنگ عربی آشنا شده بودند و فرستادن آنها به این منطقه، توانستند در این سرزمین نفوذ کنند. الویی موسل یکی از این چهره‎هاست که با نام مستعار شیخ موسی از شمال وارد منطقه شد و به حائل ‎رسید. او که در محدودۀ حکومت آل رشید حضور داشت، در نوشته‌هایش از بازماندگان آنها سخن به میان آورده و اطلاعات باارزشی از این دوره در اختیار ما قرار می‌دهد. با وجود این، تلاش‌ها حضور فرانسویان به اندازۀ انگلستان جدی نیست.

بخش دوم: شرایط حال حاضر مطالعاتی در جهان غرب نسبت به پدیدۀ وهابیت

درک علمی ما از پدیدۀ وهابیت یا باید از طریق مطالعات غربی‌ها که در قالب کتاب، مدخل دایره‌المعارف و مقاله عرضه شده‌اند، شکل گیرد یا با مطالعۀ تواریخ اما ما با تاریخ‎تعزیه ویژهی‎های وهابی ذاتاً همسو نیستیم و تعداد تاریخ‎تعزیه ویژهی مستقل و خارج از گفتمان وهابی از ابتدا تا پایان دولت دوم، یا اصلاً وجود ندارد یا بسیار محدود و اندک است. کتاب عبدالرحمن جبرتی در مصر یکی از این نمونه‌هاست. او هیچ‌گاه به حجاز نیامده و صرفاً، گزارش‎های کوچه و بازار را مطالعه کرده است. من دربارۀ اثر عبدالرحمن جبرتی و فواید آن مطالعه‎ای انجام داده‌ام که انشاءالله، در آینده چاپ خواهد شد. در کل، باید گفت که مجموعه اطلاعات این کتاب مفید است اما تاریخ‎تعزیه ویژهی وهابیت نیست. کتاب لمع الشهاب فی سیره محمد بن عبدالوهاب نیز خارج از این گفتمان وهابیت است اما نمی‌توان آن را به عنوان متن تاریخ‎تعزیه ویژهی پذیرفت زیرا این کتاب ذاتاً، مجعول است و اطلاعات آن برای دورۀ دیگری است. افزون بر این، نمی‎دانیم نویسنده‎اش کیست، انگیزه‎های تعزیه ویژهش آن را به سختی می‎توان تشخیص داد زیرا این کتاب مجمع‌الاضداد است. از سوی دیگر، کتاب اخیرا، پیدا شده و نوع پیدا شدن آن و جهت‎گیری‎هایی که دربارۀ آن وجود دارد، یک متن منقّح تاریخی را به دست ما نمی‎دهد. همۀ این مطالبی که عرض می‎کنم، مقدمه‎ای است برای اینکه به شما نشان دهم، پژوهش‎های آکادمیک غربی‎ها دربارۀ پدیدۀ وهابیت چقدر می‎تواند در شناخت پدیدۀ وهابیت، تاریخ آل سعود و بعد موضع‎گیری‎های بهتر ما نسبت به آنها به ما کمک کند.

این موضوع که تعریف سنت اسلام‌شناسی چه تفاوتی با رویکرد اسلام‌شناسان دورۀ پیشین دارد و برای مثال چه تفاوتی میان متن فیلبی با هنری لائوست هست، بحث مجزایی است که در اینجا فرصت طرح آن نیست اما من با این پیش‌فرض که از چنین تفاوتی آگاهیم، می­خواهم وارد بحث دوم شوم. نخستین فردی که دربارۀ پدیدۀ وهابیت کار پژوهشی انجام داد، شخصی بود به نام دیوید سموئل مارگولیوث. پیش از آنکه دربارۀ این شخص و آثارش صحبت کنم، باید به نکته‌ای دربارۀ عنوان «وهابی» و «وهابیت» اشاره کنم. وهابیت عنوانی جنجالی است زیرا خود وهابی‌ها این عنوان را نمی‌پذیرند. در واقع، آنها مانند ما نیستند که عنوان «شیعه» را برای خودمان پذیرفته‌ایم و از به‌کار رفتن آن برای خودمان لذت می‌بریم بلکه برای نام‌گذاری خود از عناوینی مانند «جنبش موحدون» که اعتلاگرایانه است، استفاده می‌کنند. عنوان «وهابی» را اولین بار مخالفان ایشان به‌کار بردند اما بعدها و به ویژه پس از رشید رضا که در طرفداری وهابیت است، در کتابش آن‌قدر از عبارت «الوهابیون والحجاز» استفاده کرد که به‌کارگیری آن رواج پیدا کرد و سرانجام باعث شد وهابی‌ها در عمل به این قضیه تن دهند و آن را بپذیرند.

مارگلیوث در اولین ویراست دایره‌المعارف اسلام یا Encyclopedia of islam، مدخل «وهابیت» را نگاشت و در آن از کتاب لمع الشهاب استفاده کرد. همین کار، جنجالی را به ‌راه انداخت و باعث شد آنهایی که از وجود چنین کتابی اطلاع نداشتند به مطالعۀ آن روی آورند و ماجراهایی را پدید آورند که در دوره‌های بعدی هم ادامه پیدا کرد.

بعد از او باید از لائوست که مستشرق سرشناسی است و در سنت اسلام‌شناسی فرانسوی دربارۀ فقاهت حنبلی تحقیقات عمیق بسیاری انجام داده است، یاد کرد. او هم در مطالعاتش از عنوان وهابی استفاده کرده و از آن پس، این عنوان در سنت اسلام‌شناسی غربی همچون برچسبی شده است که برای این جریان به‌کار می‌رود. لائوست کتاب‌های بسیاری دارد که یکی از آنها با عنوان سیاست و غزالی به زبان فارسی ترجمه شده است. مطالعات لائوست دربارۀ ابن تیمیه و ابن جماعه نیز از زبان فرانسوی به عربی برگردانده شده اما متأسفانه، تا جایی که اطلاع دارم به فارسی ترجمه نشده است.

حال پیش از بحث دربارۀ سنتی که وجود دارد، باید به این نکته اشاره کنم که دو اسلام‌شناس یادشده در هیچ‌یک از دسته‌هایی که در ادامه برخواهم شمرد نمی‌گنجند.

دسته‌بندی محققان غربی پدیدۀ وهابیت:

محققان غربی را که دربارۀ جریان وهابیت مطالعه و کار پژوهشی انجام داده‌اند، می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱- یک دسته از این محققان را می‌شود به عنوان وهابی‌پژوه محض لحاظ کرد زیرا آنها صرفاً، سراغ پدیدۀ وهابیت رفته و کار تاریخ‌تعزیه ویژهانۀ صرف انجام داده‌اند و پس از پایان یافتن کار، از آن فضا خارج شده‌اند. این عده به گفتمان خاصی تعلق نداشته‌اند تا بعدها هم با پدیدۀ وهابیت مواجه شوند.

اولین چهره از وهابی‌پژوهان محض، شخصی است به نام مایکل کوک. شاید بتوان او را یکی از بازماندگان قدیمی سنت اسلام‌شناسی اصیل غربی دورۀ قبل به‌شمار آورد که اکنون بازمانده‌های چندانی ندارد. نتیجۀ مطالعات کوک دربارۀ وهابیت در چهار مقاله منعکس شده است. این چهار مقاله در نشریات چاپ شده‌اند و بعدها منبع اصلی مطالعات ورنر انده در تعزیه ویژهش ویرایش دوم دایرهالمعارف اسلام مدخل «وهابیت» بوده ‌اند یعنی وقتی به ارجاعات او نظر می‌کنید، ابتدا همین چهار مقاله را می‌بینید. او به طور مشخص و انکارناپذیر از مطالعات مایل کوک استفاده کرده است اما مایکل کوک در این چهار مقاله چه کاری انجام داده است؟

او در این چهار مقاله دربارۀ چهار موضوع بسیار حساس سخن گفته است. در زمانی که جنبش وهابیت در حال شکل‌گیری بود بحث سفرهای ابن عبدالوهاب و اینکه به ایران آمده یا نه و درکل به کجا سفر کرده است؟ یکی از موضوعات بسیار تأثیرگذار و جنجال ‌برانگیز است زیرا براساس آنها می‌توان به نوعی آبشخور آرای ابن عبدالوهاب را مشخص کرد. در آن مقطع زمانی در منطقۀ نجد، جوان بی‌نام و نشان و فارغ از اشرافیت‌های قبیله‌ای مثل محمد بن عبدالوهاب آن‌قدر بی‌اهمیت بود که هیچ متن تاریخ‌ تعزیه ویژهی معاصری اصلاً ذکری از او نیاورده و بعد از شکل‌گیری سنت وهابیت در تاریخ‌تعزیه ویژهی، هیچ متن دیگری باقی نمانده است که از تأثیر و جرح و تعدیل‌های وهابی‌ها جان سالم به در برده باشد؛ به همین دلیل مایل کوک به این مسئله توجه کرد و درصدد پاسخ به این پرسش‌ها برآمد که ابن عبدالوهاب پیش از اعلام دعوتش، چگونه زندگی می‌کرد، به کجا سفر کرده است؟ و آبشخور عقایدش کجاست. او در این متن از هیچ تلاشی برای نگاه بی‌طرفانه داشتن به این موضوع فروگذار نکرده اما در پایان، به دستاورد مشخصی نرسیده است. آقای مدرسی طباطبایی که از استادان زبده است، پیش از آنکه به امریکا تشریف ببرند، مقاله‌ای چاپ کرد به نام «روابط ایران با حکومت مستقل نجد». در آن مقاله ایشان معتقد است که ابن عبدالوهاب به ایران سفر کرده و در اثبات این موضوع، شواهدی از متون تاریخ‌تعزیه ویژهی ارائه نموده است اما مایل کوک در این مقاله بر آرای او نقدی وارد کرده و نفس سفر ابن عبدالوهاب به ایران و حضور در اصفهان، قم، تهران و کردستان را کاملاً، نقض نموده است. مایل کوک در این مقاله معتقد است که ابن عبدالوهاب به بصره و بغداد سفر کرد و قصد داشت به شام رود زیرا شام مرکز عقیدۀ جریان سلفی بود، منتها به دلیل مشکلات مالی، دوباره از مسیر احساء به نجد برگشت و دعوت خویش را در آنجا آشکار کرد. در کل، باید گفت که این مقاله بسیار ارزشمند است و شاید در مقام خودش نشود مشابه و قرینی برای آن پیدا کرد.

مقالۀ دوم مایکل کوک نیز بسیار مهم است. این مقالۀ حدوداً شصت، هفتاد صفحه ای برای جشن‌نامۀ برنارد لوئیس نوشته شده است. او در این مقاله نشان داد که جریان وهابیت و آل سعود برای گسترش خویش به منطقۀ همجوار وشم (که منطقۀ همجوار نجد است و به نوعی جزء نجد به ‌شمار می آید و اولین هدفی است که وهابیان برای گسترش حکومت و دعوتشان به سراغ آن رفتند) سال های بسیاری تلاش کردند. کوک پس از طرح چنین مسئله‌ای این سؤال عمده را از سنت تاریخ­تعزیه ویژهی وهابی مطرح می‌کند: براساس گفته‌های شما، همۀ مردم شبه‌ جزیره به دعوت ابن عبدالوهاب اقبال بسیاری نشان دادند پس چگونه این همه مدت جنگ دائمی داشتید و در آخر هم هیچ ‌کدام با اقبال و پذیرش به این جریان تن ندادند بلکه با منازعات و مسالمت‌های قبیله‌ای به توافق رسیدند؟! این مسئلۀ مهمی است که موضع ایشان نقد منابع تاریخ تعزیه ویژهی وهابی است. او در این مقالات براساس سنت‌ شرق‌شناسانه درصدد کاری علمی است و ازهمین‌رو می‌گوید: این متون با عقیدۀ پیشینی جرح و تعدیل و نوشته شده‌اند و حال ما باید اصل تاریخ را از درون آنها استخراج کنیم.

مقالۀ سوم مایکل کوک در باب اصالت‌سنجی کتاب لمع الشهاب استکه پیش از آن بدان اشاره کردیم. نکتۀ جالب در این مقاله آن است که این وهابیپژوه انگلیسی‌الاصل اثبات می‌کند که این کتاب را شخصی ایرانی‌الاصل با نام حسین بن جمال ریگی که به نوعی عقاید شیعی داشته و موطن او بندر ریگ در بوشهر بوده یا در منطقۀ احزاب در شرق شبه‌جزیره سکونت داشته است، برای کاپیتان تیلور نوشته است. همچنین او برای اولین‌بار عنوان می‌کند که این کتاب نوعی گزارش است برای کاپیتان رابرت تیلور که در کمپانی هند شرقی در هندوستان کار می‌کرد و بعدها هم بعضاً در منطقه مسئولیت‌هایی برعهده داشت. در واقع، نویسندۀ ایرانی‌الاصل این کتاب، آن را به سفارش کاپیتان تیلور نوشته است. تا آن زمان نه عرب‌ها به این موضوع اشاره کرده بودند و نه انگلیسی‌ها. مایکل کوک بود که مطرح‌کنندۀ این ادعا و تثبیت‌کنندۀ این موضوع بود که انگلیسی‌ها به این قضیه توجه داشته‌اند؛ بنابراین، به نظر می‌رسد که ما نباید با این پیش‌فرض که آنها حتماً، می‌خواهند عقاید منفی خودشان را پنهان کنند و خود را طیب و طاهر نشان دهند با این منابع مواجه شویم؛ به خاطر اینکه شواهد مشخصی هم وجود دارد.

مقالۀ چهارم مایکل کوک به بررسی سنت تاریخ‌تعزیه ویژهی نجد پیش از وهابیان اختصاص یافته است. او در این مقاله نشان می‌دهد که چه مقدار متن تاریخ‌تعزیه ویژهی پیش از وهابیت در منطقۀ نجد وجود دارد. در واقع، این مقاله نوعی کارآموز مورخانه است در باب پژوهش تاریخ وهابیت پیش از ظهور آنها.

۲-گروه دوم با رویکرد اصلاح‌گری و احیا‌گری در جهان اسلام، با جریان وهابیت مواجه شده‌اند. این گروه که آثار بسیاری در این حوزه پدید آورده‌اند، به لحاظ جغرافیایی بیشتر در آمریکا تمرکز دارند. آنها نخست با دغدغۀ شناخت جریان‌های انقلابی یعنی جریان‌هایی که به دنبال انقلاب و تحول و اصلاح در سرزمین‌های اسلامی بودند، وارد این حوزه شدند اما بعداً با پدیدۀ وهابیت مواجه گردیدند.

دغدغۀ عمدۀ این گروه، دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان و تحلیل روندهای اصلاح گرانه است. به عبارت دیگر، اگر انقلابی در جهان اسلام و در بدنۀ آن رخ داده باشد، این گروه تلاش می‌کنند نشان دهند که این خیزش بر اثر مواجهه با پدیدۀ مدرنیته در جهان اسلام رخ داده است؛ برای مثال آنها پدیدۀ سید جمال‌الدین اسدآبادی، محمد عبده، رشید رضا، عرابی‌پاشا و جریان‌های مختلف دیگر را محصول مواجهۀ جهان اسلام با مدرنیتۀ غربی پس از گذراندن دورۀ انحطاط تلقی می‌کنند و معتقدند که آنها می‌خواهند این انقلاب‌ها را شکل دهند تا به آن مفاهیم (مفاهیم غربی) برسند. از چهره‌های سرشناس این گونه مطالعات جان اسپوزیتو، جان وول و نام ناتانا دلونگ باس که دائم در منطقه و به‌ویژه عربستان سخنرانی می‌کند، هستند. برنارد هیکل که زمانی مشاور وزیر امور خارجۀ امریکا بود، نیز به نوعی در این حوزه می‌گنجد. نفوذ این گروه از اسلام‌شناسان در بین محققان جهان عرب به تسلط چنین رویکردی در پژوهش‌های این محققان منجر شده است. احمد دلال که سال‌ها رئیس دانشگاه امریکایی بیروت بود و در اتفاقات اخیر سوریه، دانشجویان دانشگاه‌های امریکایی علیه او شوریدند و بشیر نافع که پزشک است و با دغدغه‌های سلفی کار می‌کند، آثار این نفوذ مشهود است. در پایان این بخش نیز باید به یکی از آثار جان اسپوزیتو و جان وول اشاره کرد که با عنوان جنبش‌های اسلامی معاصر، اسلام و دموکراسی به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

۳- گروه سوم را من «تصوف‌ پژوهان» می‌نامم. این گروه در بردارندۀ جریان‌های پژوهشی است که به تصوف در قرون متأخر اسلامی به عنوان یک گروه تعیین‌ کننده و اثرگذار توجه کردند. سنت پژوهشی تصوف‌ پژوهان به لحاظ جغرافیایی در فلسطین اشغالی متمرکز است و چهره‌های شاخصی مانند آلبرت حورانی بنیان‌گذار آن به ‌شمار می‌آیند. در کنار آلبرت حورانی باید از اشخاصی مانند پطرس ابومنه، جرج مقدسی و اسحاق وایزمن نام برد.

وقتی وهابیت مطرح شد و محمد بن عبدالله در کتاب التوحید مانیفِست خویش را ارائه کرد، مشخص شد که این جریان با دو مقولۀ اصلی جهان اسلام یعنی تصوف و تشیع، سر مخالفت دارد و آنها را مظاهر اصلی بدعت قلمداد می‌کند اما در دورۀ بعدی به ویژه در منطقۀ عراق و حتی یمن، اینها با همدیگر به تعامل رسیدند. جریان‌های اصلاح ‌گرایانه و سلفی پیش از ابن عبدالوهاب پیوند عمیقی با پدیدۀ تصوف داشتند و به نوعی همۀ آنها نوعی دلبستگی‌ها متصوفانه داشتند.

مشاهده ادامه مطلب

دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد…

دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی مانی رهنما بنام سپیدار همراه با متن و دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸

شعر : مانی رهنما / آهنگسازی : سجاد ایران نژاد / تنظیم کننده : فرزین قره گوزلویان

Exclusive Song: Mani Rahnama – “Sepidar” With Text And Direct Links In UpMusic

Mani Rahnama Sepidar دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

متن آهنگ سپیدار مانی رهنما

♪♪♫♫♪♪♯

ته چشمات یه جایی بود که آدم قلبشو میباخت
♪♪♫♫♪♪♯ سکوتت بی تفاوت بود و چشمات کارمو میساخت ♪♪♫♫♪♪♯
ته چشمات یه چیزی بود شبیه حس تنهایی
گناه و جرم من اینه تو تو بی اندازه زیبایی
♪شعر : مانی رهنما♪
ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
♪♪♫♫♪♪♯ ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی ♪♪♫♫♪♪♯
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
UpMusicTag دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار
تماشا کن منو حالا نگو من رو نمیشناسی
♪♪♫♫♪♪♯ به من لبخند نزن بی رحم برو خودخواه احساسی ♪♪♫♫♪♪♯
واسه جبران تنهاییت میخوام تنهای تنها شم
تو هم دستامو خالی کن بذار از گریه دریاشم
♪آهنگسازی : سجاد ایران نژاد♪
ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
♪♪♫♫♪♪♯ ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی ♪♪♫♫♪♪♯
اما نترسی از سقوط یک سپیدار
♪♪♫♫♪♪♯

مانی رهنما سپیدار

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

مشاهده ادامه مطلب

نرم افزار چهل داستان از امام صادق علیه السلام – ویژه تلفن هم : همراه مذهبی

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد 

به نام هستى بخش جهان آفرين
بهترين تحيّت و درود بر روان پاك پيامبر عالى قدر اسلام )ص( ، و بر اهل بيت عصمت و طهارت )ع( ، مخصوصا ششمين خليفه بر حقّش حضرت ابو عبداللّه ، امام جعفر صادق (ع) ؛ و لعن و نفرين بر دشمنان و مخالفان اهل بيت رسالت ، كه در حقيقت دشمنان خدا و قرآن هستند.
نوشتارى كه در اختيار شما خواننده گرامى قرار دارد برگرفته شده است از زندگى سراسر آموزنده هشتمين ستاره فروزنده و پيشواى بشريّت، و حجّت خداوند براى هدايت بندگان .
آن شخصيّت برگزيده حقّ، كه مخزن معارف و اسرار الهى بود و لقب صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم را به خود اختصاص داد.
و مذهب شيعه حقّه ؛ و نيز علوم و احكام إ لهى توسّط آن حضرت ، در بين جامعه بشرى نشر و گسترش يافت تا جائى كه شيعه به عنوان مذهب جعفرى شناخته شد؛ و بلكه رهبران ديگر مذاهب و فرقه ها در مكتب حضرت صادق عليه السلام علوم خود را آموختند؛ و به علل و دلايلى راه ديگرى را برگزيدند.
و حضرت ختمى مرتبت ، رسول گرامى اسلام (ص) ضمن بشارت به ولادت ؛ و اين كه او ششمين امام و حجّت خدا و خليفه بر حقّ مى باشد، فرمود:… پروردگار جليل ، نام او را جعفر قرار داد تا هدايت گر جامعه بشرى ؛ و نيز تشريح كننده علوم و معارف براى افراد در همه ابعاد باشد.
و آيات شريفه قرآن ، احاديث قدسيّه و روايات متعدّد در منقبت و عظمت آن امام مظلوم ، با سندهاى مختلف وارد شده ، كه در كتاب هاى مختلف موجود است .
و اين مختصر ذرّه اى است ، از قطره اقيانوس بى كران فضائل و مناقب و كرامات آن امام والامقام و معصوم ، كه برگزيده و گلچينى است از ده ها كتاب معتبر..،و در جهت هاى گوناگون و مختلف عقيدتى ، سياسى ، عبادى ، فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، اخلاقى ، تربيتى و… خواهد بود

 لينکها براي کاربران مهمان قابل دسترسي نيست، براي مشاهده ي لينکها لطفا ثبت نام کرده و وارد شويد   
دریافت فایل برنامه  
( ۰٫۱۴ مگابایت )

مشاهده ادامه مطلب

یک مقام اقلیم کردستان عراق از بازداشت ۴ هزار داعشی خبر داد

یک مقام اقلیم کردستان عراق از بازداشت ۴ هزار داعشی خبر داد

Islamic State militants are seen after being detained by Kurdish Peshmerga forces southwest of Kirkuk, Iraq October 5, 2017. REUTERS/Ako Rasheed

به گزارش پایگاه خبری مذهبی تعزیه ویژه و به نقل از اسپوتنیک، یک مقام اقلیم کردستان عراق از بازداشت ۴ هزار داعشی که در میان آنها ۲ تکفیری خارجی نیز وجود دارد، خبر داد.

بر اساس این گزارش؛ یک مقام اقلیم کردستان عراق امروز سه شنبه اعلام کرد که نیروهای امنیتی کُردی نزدیک به چهار هزار داعشی را بازداشت کرده است. دو خارجی بازداشت شده نیز تحویل کشورهایشان داده شده اند.

دیندار زیباری هماهنگ کننده اقلیم کردستان عراق در نشست خبری اعلام کرد: از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ نیروهای امنیتی و پیشمرگان حدود ۲۵۰۰ نفر وابسته به داعش را بازداشت کردند و با شروع عملیات آزادسازی الحویجه ۱۰۰۰ داعشی خود را به نیروهای پیشمرگه تسلیم کردند و ۳۵۰ نفر نیز در منطقه کرکوک بازداشت شدند.


https://www.bacheshie.ir/?p=3656

مشاهده ادامه مطلب

کارگاه چرخش استارتاپ در دانشگاه شریف

کارگاه چرخش استارتاپ در دانشگاه شریف

کارگاه چرخش استارتاپ در دانشگاه شریف

کارگاه چرخش استارتاپ در دانشگاه شریف

 

‘).attr(“src”), n = ‘

“, r = i.$el.prepend(n).find(“iframe-trigger”);
e(r).click(function (s) {
s.preventDefault();
var a = e(this), n = e(“html”), r = n.hasClass(“iframe-full-screen”), o = r ? i.options.openMessage : i.options.closeMessage;
a.text(o), r ? (i.$el.removeClass(“iframe-active”), n.removeClass(“iframe-full-screen”), setTimeout(function () {
e(window).scrollTop(a.data(“iframe-scroll-position”))
}, ۱)) : (a.data(“iframe-scroll-position”, e(window).scrollTop()), i.$el.addClass(“iframe-active”), n.addClass(“iframe-full-screen”))
})
}, i.init()
}, e.responsiveIframes.defaultOptions = {
openMessage: “Full screen”,
closeMessage: “Close”
}, e.fn.responsiveIframes = function (s) {
return this.each(function () {
new e.responsiveIframes(this, s)
})
}
}(jQuery), document.getElementsByTagName(“html”)[ 0 ].className = “js”;

 

 

این رویداد مانند بسیاری از دوره‌های آموزشی بنده یک کارگاه+سمینار است. به این معنی که بخشی از این کارگاه بنده به صورت تعاملی با عزیزان شرکت‌کننده آموزش خواهم داشت و در بخش دیگری از دوستانی که در استارتاپ خود تجربه‌ای درباره موضوع رویداد دارند از تجربیات خود خواهند گفت.

به عنوان مثال سلسله سمینارهای استارتاپ‌های به‌گل‌نشسته را می‌توانید در این لینک ببینید.

 

رویداد این بار “استارتاپ چرخنده” نام دارد. چرخنده از این رو که ترجمه‌ای که از واژه Pivot صورت داده‌اند و مرسوم شده است، واژه چرخش است.

در این رویداد در ابتدا به بررسی مفهومی چرخش خواهیم پرداخت، سپس مطالعه موردی روی چند استارتاپی که چرخش داشته‌اند (چرخنده) خواهیم داشت و در انتها نیز عزیزان بینان‌گذار استارتاپ‌های ادرو و جابینجا از تجربیات خود در این باره خواهند گفت.

 

ثبت‌نام در این کارگاه از طریق فرم زیر:

 

 

 

مشاهده ادامه مطلب

سایت فرهنگی و مذهبی تعزیه ویژه » Blog Archive » تاملی بر نزول عذاب خداوند بر گناهکاران و بی گناهان


تاملی بر نزول عذاب خداوند بر گناهکاران و بی گناهان

نــــــــــــــــــگار : «کسی که خود از گناه و بدی دور باشد و دیگران را نیز دور کند، نجات می‌یابد و عذاب نمی‌شود و اگر بی‌تفاوت از کنار گناه بگذرد و حتی امر به معروف و نهی از منکر قلبی نداشته باشد، می‌بایست آماده مجازات باشد: زیرا کسی که انکار قلبی ندارد، در حقیقت با کافران متشابه است و همین تشابه با کفر و کافران، مجازات را شامل او خواهد کرد».
سایت فرهنگی و مذهبی تعزیه ویژه

* علی رضا عباس‌زاده
وقتی برخی از دانش‌آموزان در کلاس درس، شلوغ بازی کرده و کلاس را به هم می‌ریزند، همه آنها را تنبیه می‌کنند؛ ولی آیا عذاب‌های الهی چون سیل و زلزله و دیگر بلاهایی که گاه به ظاهر طبیعی است؛ ولی برای تنبیه و یا کیفر و مجازات فرود می‌آید، نیز این گونه است؟ یعنی وقتی عذاب الهی می‌آید، تر و خشک و گناهکار و بی‌گناه را می‌سوزاند و همه را دربرمی‌گیرد و کسی را جدا نمی‌کند؟ آیا عذاب خداوند به قول معروف مانند آتشی است که در جنگل افتاده و همه درختان از سبز و خشک را می‌سوزاند؟ یا این که جدا می‌کند و سبز را نمی‌سوزاند و تنها درختان خشک را می‌سوزاند؟
نویسنده با مراجعه به آموزه‌های قرآنی بر آن است تا پاسخی به این پرسش‌ها بدهد.

علم و عقل و عصمت جنود الهی
شیوه انسان در تنبیه و مجازات جمعی گاه همراه با بی‌عدالتی و ظلم است. وقتی جنگی شکل می‌گیرد و به شهرها حمله می‌شود، بمب‌های هوشمند، آن قدر هم هوشمند نیستند تا نظامی را از غیر نظامی یا مردان جنگی را از کودکان و زنان و پیران و به تعبیر قرآن مستضعفین(نساء، آیه ۷۵) جدا کند. لذا هر بمبی که فرود می‌آید تر و خشک و گناهکار و بی‌گناه و مخالف و موافق و نیز رزم‌آور و غیر رزم‌آور را می‌کشد و به هیچ موجود زنده بلکه غیرزنده‌ای چون خانه وکاشانه هم رحم نمی‌کند و جز مرگ و نیستی و نابودی چیزی به همراه نمی‌آورد.
البته کسانی که این گونه عمل می‌کنند برای خودشان مبانی اخلاقی نیز فراهم آورده و مبتنی بر فلسفه اخلاق، عمل خود را مشروعیت فلسفی و قانونی و اخلاقی بخشیده و از مشکل عذاب وجدان خود را می‌رهانند؛ زیرا اگر این گونه عمل نکنند، وجدان، خود بهترین قاضی و حاکم است؛ چرا که چنان از درون شخص را سرزنش می‌کند که دچار افسردگی و سپس جنون و خودکشی می‌کند؛ زیرا گناه، یک احساس درونی است که همواره ملازم شخص است و از او جدا نمی‌شود و زندگی و زنده بودن را از او می‌گیرد. پس تنها راه رهایی از ملامت‌ها و سرزنش‌های وجدان و فطرت، آن است که به شکلی توجیه اخلاقی داشته باشد.
انسان هر چند که در رفتارهای ضداخلاقی خود از درون سرزنش می‌شود و نفس لوامه و سرزنشگر (قیامت، آیه ۲) در برابرش می‌ایستد و عرصه را بر او تنگ می‌کند؛ ولی نفس اماره به بدی (یوسف، آیه ۵۳) در پی تدلیس و تلبیس است و حقیقت را وارونه توصیف و توجیه وتبیین می‌کند تا باطل را حق و زشت را زیبا و بد را خوب ارزیابی کرده و بدان گرایش یابد و از سرزنش وجدان رها شود. این گونه است که در مجازات‌های خویش قائل به جداسازی نیست و بی‌گناهان را به قتل می‌رساند؛ چنان که دولت استکباری آمریکا برای مجازات مرتکبین جنایت چند هزار نفری برج‌های دو قلوی نیویورک، چندین میلیون از مردم بی‌گناه افغانستان و عراق و پاکستان را قتل‌عام کرد و با مشروعیت بخشی به تجاوز و توجیهات اخلاقی، جنگ پیش‌گیرانه را راه‌اندازی کرده و «قصاص قبل از جنایت» را مرتکب شده و می‌شود تا این گونه وجدان انسانی خود را توجیه و از فشار اخلاقی آن بکاهد.
اما تنبیهات و مجازات‌های الهی این گونه نیست؛ زیرا خداوند، عادلی است که کمترین ظلم را به کسی روا نمی‌دارد. (آل‌عمران، آیه۸۲؛ انفال، آیه۵۱؛ حج، آیه۱۰ و آیات دیگر) از این رو اگر عقاب کند به مثل مجازات می‌کند (نباء، آیه۲۶؛ شوری، آیه۴۰و آیات دیگر) و از بسیاری از گناهان و خطاها می‌گذرد و عفو می‌کند. (شوری، آیات۲۵ و ۳۰)
پس هرگزگناهکاری را به بیش از گناهش مجازات نمی‌کند؛ چه رسد که بی‌گناهی را به سبب گناه دیگری در دنیا و آخرت مجازات کند؛ زیرا شکی نیست که چنین رفتاری همان ستم و ستمگری روشن و آشکار است که خداوند از آن پاک و مبرا است. (انعام، آیه۱۶۴؛ اسراء، آیه ۱۵؛ فاطر، آیه۱۸؛ زمر، بیش آیه۷)
اگر خداوند در دنیا گروهی را به سبب گناهان غیرقابل بخشش مجازات کرده وبه کیفرمی‌رساند، هرگز بی‌گناهان را مجازات نکرده و این گونه نیست که تر و خشک را با هم بسوزاند؛ زیرا جنود و لشکر الهی بر خلاف بمب‌های هوشمند انسانی یا سربازان تا بن دندان مسلح، موجوداتی عاقل، عالم و معصوم هستند.
خداوند در آیاتی از قرآن، همه هستی را لشکریان خود معرفی می‌کند. (فتح، آیات۴و ۷)به همین دلیل است که این جنود و لشکریان خدایی برای کسی معلوم نیست. (مدثر، آیه۳۱) چرا که حتی ابلیس نیز جزو لشکر خدایی است و نمی‌تواند بیرون از مشیت الهی عمل کند هر چند که مانند انسان دارای اراده است؛ ولی اراده او نیز همانند اراده انسان‌ها با مشیت الهی محدود شده است؛ زیرا قانون و سنت الهی بر این قرار گرفته است که جبر مطلق و تفویض مطلق نباشد، بلکه انسان و جنیان دارای اختیار محدود و معین باشند؛ چنانکه در روایت آمده است: لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین او منزله بین المنزلتین. این امر میانه، همان اراده اختیاری است که با مشیت الهی محدود شده است.
از یک سو همه هستی از درجه‌ای از عقل برخوردار هستند و همه در مقام تسبیح و تقدیس الهی‌اند و به عنوان عباد، به بندگی پرداخته (نور، آیه۴۱؛حشر، ایه۲۴؛ جمعه، آیه۱) و اطاعت امر الهی می‌کنند. (فصلت، آیه۱۱) همین ویژگی است که آنان را دارای شعور و ادراک کرده و می‌توانند به عنوان شاهد و گواه نیز عمل کنند و جالب‌تر اینکه همه موجودات هستی از قدرت نطق برخوردارند که بیانگر درک و بیان حقایق است. (فصلت، آیه۲۱) پس همه موجودات هستی از درجه‌ای از عقل برخوردار بوده و به نطق می‌پردازند.
از سوی دیگر، همه موجودات، مطیع امر الهی‌اند و برخلاف مشیت الهی عمل نمی‌کنند؛ هر چند که انسان‌ها و جنیان به سبب دارا بودن اراده از درجه‌ای از اختیار برخوردارند که می توانند برخلاف امرالله عمل کنند؛ ولی دیگر موجودات هستی مطلقا برخلاف مشیت و اراده الهی عمل نمی‌کنند. پس همه لشکریان خدا همانند فرشتگان به خوبی فرمان الهی را درک و بی‌هیچ عصیانی عمل می‌کنند. پس به هرچه که خداوند فرمان دهد در همان چارچوب عمل می‌کنند و از نوعی عصمت در عمل برخوردارند.(تحریم، آیه ۶)
ازنظر آموزه‌های قرآنی، جنود الهی از آتش، آب وخاک ومانند آن،همه دارای شعور و ادراک هستند و نه تنها حق وباطل را می‌شناسند و از فرقان بهره‌مند، بلکه درهنگام عمل می‌دانند چگونه عمل کنند تا هر آنچه که مشیت و اراده الهی است تحقق یابد. از این رو توفان نوح گناهکاران و کافران را مجازات می‌کند، ولی مومنان را در کمال امنیت به ساحل کوه جودی می‌رساند.(هود، آیه ۴۴)
براین اساس آتش بر ابراهیم(ع) سرد و سلامت می‌شود
(انبیاء، آیه ۶۹) و ایشان را نمی‌سوزاند در حالی که طبیعت و ذات آتش سوزان است. همچنین کارد، گلوی اسماعیل(ع) را نمی‌برد وبرخلاف طبیعت خود عمل می‌کند. (صافات، آیات۱۰۲ تا ۱۰۵)
خداوند هنگامی که عذاب را برامت‌هایی چون نوح، عاد، ثمود، لوط، فرعون و مانند آن نازل کرد، این بادها، صاعقه‌ها، آب‌ها و باران به سبب عقل، علم فرقان و عصمتی که داشتند، با جدا کردن مومنان از کافران، تنها کافران را عذاب کردند.

سوخته شدن ترهای بی‌تفاوت
شاید اینکه گفته می‌شود بلا، تر و خشک را می‌سوزاند، از آن رو باشد که آزمون‌های الهی همه‌گیر و فراگیر است و کسی را فرو نمی‌گذارد و کسانی که گناهکار نیستند را نیز در برمی‌گیرد.(عنکبوت،آیه۲؛ توبه، آیه ۴۹)
ممکن است بعضی بگویند عذاب بی‌گناهان در داستان اصحاب سبت خود گواهی بر این نکته است که عذاب، تر و خشک را با هم می‌سوزاند، اما باید توجه داشت که در این مورد از نکته‌‌ای غافل شده‌اند و آن اینکه در داستان اصحاب سبت از میان سه گروه دو دسته از ایشان عذاب و تبدیل به بوزینه شدند ولی گروه سوم از مومنان به سلامت از عذاب رستند.
خداوند در داستان اصحاب کهف سه گروه را معرفی می‌کند که شامل عصیانگران ماهی‌گیر در روز شنبه، بی تفاوت‌ها و گروه نهی کننده بودند. خداوند افزون بر اینکه گناهکاران و معصیت کنندگان را مجازات می‌کند، گروه بی‌تفاوت‌ها را به سبب عدم عمل به واجب شرعی و اخلاقی امر به معروف و نهی از منکر مجازات می‌کند و تنها کسانی را مجازات نکرد که به امر الهی عمل کرده و خود ترک گناه می‌کردند و دیگران را نیز از معصیت نهی می‌نمودند. (اعراف، آیات ۱۶۴تا ۱۶۶)
پس از اینکه زلزله‌ای به عنوان بلا نازل می‌شود و گناهکاران و بی‌گناهان را می‌کشد و یا سیلی ویرانگر، هستی مردمی را به نیستی تبدیل می‌کند.
می‌بایست در بی‌گناهی آن بی‌گناهان تردید رواداشت؛ زیرا این اشخاص هرچند مثلا شرابی نخورده، زنایی نکرده یا گناهان کبیره دیگری را مرتکب نشده‌اند، ولی با بی تفاوتی و سکوت خود، عصیان نکرده‌اند، پس مشمول مجازات الهی اند و جنود الهی با علم و دانش، آنان را گرفته و مجازات می‌کنند.
از نظرقرآن، انسان مؤمن لازم است خود از گناه دوری کرده و دیگران را نیز توصیه و دعوت به پرهیز از گناه کند تا این گونه از خسران و زیان رهایی یابد. (سوره عصر) از این رو در آیه ۱۶۵ سوره اعراف می‌فرماید: فلما نسوا ما ذکروا به انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما کانوا یفسقون؛ پس هنگامی که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند، از یاد بردند، کسانی را که از کار بد دور بودند و باز می‌داشتند نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند، به سزای آنکه نافرمانی می‌کردند، به عذابی شدید گرفتار کردیم.
پس کسی که خود از گناه و بدی دور باشد و دیگران را نیز دور کند، نجات می‌یابد و عذاب نمی‌شود و اگر بی‌تفاوت از کنار گناه بگذرد و حتی امر به معروف و نهی از منکر قلبی نداشته باشد، می‌بایست آماده مجازات باشد: زیرا کسی که انکار قلبی ندارد، در حقیقت با کافران متشابه است و همین تشابه با کفر و کافران، مجازات را شامل او خواهد کرد. البته از آیه به دست می‌آید که برای رهایی از عذاب الهی می‌بایست انکار زبانی داشته باشیم هر چند که قدرت بر انکار عملی نداشته و نتوانیم آنان را با قدرت از انجام عملی زشت بازداریم.

نشانه شناسی وضعیت از طریق خواب
اکنون این پرسش مطرح می‌شود که ما چگونه می‌توانیم بفهمیم که از عذاب تنبیهی و کیفری در دنیا در امان خواهیم بود؟ ازآیات قرآنی به دست می‌آید که انسان به طور طبیعی، وضعیف خود را می‌داند (قیامت، آیات۱۴ و۱۵) هرچندکه در دنیا و آخرت بخواهد با تمسک به چیزهایی، خود را توجیه کند و برای رهایی از احساس گناه و خطا، مبانی اخلاقی و توجیهی برای عمل زشت خود بیاورد، چنان که برخی از بی‌حجاب‌ها و بدحجاب‌ها می‌گویندکه قلب ما پاک است و با این توجیه احساس گناه را از خود دور می‌سازند. اما شکی نیست که نفس سرزنشگر و لوام (قیامت، آیه ۲) و وجدان پاک و فطرت سالم انسان‌ها می‌داند که وضعیت او چیست و در چه موقعیتی قرار دارد؛ هرچند که توجیهات و عذر و بهانه‌تراشی کند. (قیامت،آیه ۱۵)
با این همه می‌توان ازراه دیگر نیز وضعیت خود را شناخت؛ زیرا خداوند برای اتمام حجت راه‌های بسیاری را پیش روی بشرقرارداده تا او حق را بشناسد و بدان سمت گرایش یابد و عمل کند تا به حقیقت رسیده و متحقق به حقیقت الهی شود.
یکی از راه‌های شناخت وضعیت خود از نظر افکار و اعمال، توجه‌یابی به خواب است. افکار و اعمال ما در خواب وضعیت حقیقی ما در آخرت را بیان می‌کند؛ زیرا در خواب انسان در حالتی قرار دارد که شباهت زیادی با آخرت دارد. انسان در خواب هرچند که دارای قدرت شناختی است ولی اعمال او بیرون از اراده است.
در روایت از معصوم(ع) است که فرمود: الیوم عمل بلاحساب و غداً حساب بلاعمل؛ امروز زمان عمل بی‌حساب و فردا زمان حساب بی‌عمل است. (ارشاد القلوب، دیلمی، ج ۱، ص ۱۹۱)
انسان‌ها در دنیا هم می‌توانند معرفت قطعی پیدا کنند و به جزم برسند و هم می‌توانند در مقام عمل، با عزم ارادی وارد میدان عمل شوند و کار خود را انجام دهند. اما زمانی که مرگ برسد دیگر اراده عمل، قفل می‌شود (مومنون، آیه ۱۰۰) و انسانها هرچند که حقایق هستی را با کشف الغطاء جزم می‌کنند و به یقین قطعی می‌رسند، (ق، آیه ۲۲؛ حجر، آیه ۹۹) ولی قدرت عمل ندارند، همچنین حالات خواب انسانی این گونه است؛ یعنی حقایقی را دریافت می‌کنند ولی قدرت به عملی ندارند؛ زیرا اراده انسانی در خواب قفل می‌شود.
اما کارهایی که انسان در خواب انجام می‌دهد و ظاهرا مرتبط با اراده و عزم است؛ در حقیقت بیرون از اراده عزمی انسان است؛ بلکه آنچه انجام می‌گیرد در بسیاری از موارد بازتابی از افکار و اعمال زندگی روزانه اوست. انسان‌هایی که در زندگی روزانه خود از چیزی گریزان یا به چیزی گرایش شدید دارند، همان را در خواب می‌بینند. از این‌رو خواب در بسیاری از موارد پرده از حقایق شخصیتی انسان برمی‌دارد و می‌توان با روان‌شناسی خواب موقعیت فکری و رفتاری شخص را در ضمیر ناخودآگاه به دست آورد.
در حقیقت خواب دریچه‌ای به قیامت ماست و ما چهره واقعی خود را در خواب به نمایش می‌گذاریم. این نمایش، به دور از اختیار و اراده ماست. از آیات قرآنی به دست می‌آید که خواب نوعی مرگ است (زمر، آیه۴۲) پس علایم مرگ از جمله قفل شدن اراده و دیدن حقایق در آن وجود دارد. با این تفاوت که بیشترین حقایقی که می‌بینیم همان تصورات و تصدیقات و خواسته‌های واقعی ما از شوق و نفرت است. از آنجایی که در خواب، اراده قفل می‌شود، اگر کسی اهل زشت‌کاری و دروغ باشد و این دروغگویی یا زشت‌گویی و زشتکاری، ملکه ذات و سیرت او شده باشد، در این حالت بی‌اراده، در خواب زشت‌گوئی و زشتکاری‌اش را به نمایش می‌گذارد. خداوند می‌گوید کسی که دروغ سیرت ذاتی او شده باشد در قیامت نیز دروغ می‌گوید؛ درحالی که این دروغگویی در قیامت از چنین شخصی غیر ارادی است؛ زیرا در دنیا عادت به دروغ کرده و در قیامت همان را به نمایش می‌گذارد.
می‌دانیم که آخرت صفحه حقایق است و همه چیزی به علم حضوری و شهودی است؛ پس مشرکی که در قیامت مدعی است که مومن است، این دروغگویی‌اش ریشه در دنیا دارد که دروغ برای او ملکه شده است. در آنجا به طور غیر ارادی دروغ می‌گوید و چهره و شخصیت و شاکله خود را به نمایش می‌گذارد.
پس دروغگویی مشرکان در قیامت از سنخ دروغ ارادی و اختیاری آنها در دنیا نیست؛ بلکه ظهور ملکات دنیائی اینها در صحنه قیامت است؛ یعنی همین مشرکینی که اهل بت‌پرستی بودند اینها می‌گویند که ما بت‌پرست نبودیم. خداوند در آیه ۲۲ سوره انعام از قیامت مشرکان دروغگو این‌گونه خبر می کند: و یوم نحشرهم جمیعا ثم نقول للذین أشرکوا أین شرکاؤکم الذین کنتم تزعمون * ثم لم تکن فتنتهم الا أن قالوا و الله ربنا ما کنا مشرکین. اینها سوگند یاد می‌کنند که ما مشرک نبودیم. خدای سبحان می‌فرماید: انظر کیف کذبوا علی أنفسهم؛ بنگر که چگونه بر خودشان دروغ می‌بندند. یعنی اینها درحالی که درقیامت به علم شهودی و حضوری می‌بینند که چه موجوداتی هستند و چگونه بودند چون متن عمل آنان به عنوان پرونده شرک‌آمیز آمده است و خودشان می‌دانند که در دنیا مشرک بودند، ولی الآن دارند دروغ می‌گویند. البته این دروغ غیرارادی و غیر عمدی است؛ زیرا در آخرت، عمل قفل می‌شود و تنها روز حساب و کتاب است. پس این دروغ‌گویی آنان همان ملکه دروغ ایشان در دنیاست که این‌گونه بروز و ظهور یافته است.
آیت‌الله جوادی آملی در درس تفسیر خود در این‌باره می‌فرماید: این ظهورملکات دنیاست. در دنیا اینها چه کار می‌کردند؟ هر وقت گیر می‌افتادند دروغ می‌گفتند؛ الآن همان ملکات در قیامت ظهور می‌کند. می‌بینید آدم بددهن و فحاش در خواب هم که حرف می‌زند فحش می‌دهد. اینکه در خواب فحش می‌دهد، این فعل اختیاری نیست که معصیت باشد. این ظهور ملکات بیداری اوست.
حالا اگر در عالم خواب کسی حرف می‌زند و دارد فحش می‌دهد اینچنین نیست که سیئه‌ای به حال او بنویسند؛ چون که این فعل اختیاری نیست، بلکه این ظهور ملکات بیداری اوست. در آخرت هم بشرح ایضاً.
براین اساس انسان‌ها می‌توانند وضعیت خود را درباره حقایق و موضع‌گیری در مقام عمل نسبت به این حقایق، از طریق بازخوانی خواب‌های خود به دست آورند؛ زیرا در خواب، انسان به دور از هرگونه اراده و اختیاری همان ملکات خود را به نمایش گذاشته و خواسته‌های خود را نشان می‌دهد. هر فکر و عملی که در خواب می‌بیند بیانگر وضعیت فکری و عملی اوست و می‌توان با آن، وضعیت خود را به دست آورد که چگونه می‌اندیشد و چگونه عمل می‌کند. به چه چیزهائی اشتیاق دارد و از چه چیزهائی نفرت و بیزاری می‌جوید.
پس می‌توان از راه‌های گوناگون از جمله رجوع به وجدان و فطرت و همچنین خواب، به دست آورد که ما چگونه آدمی هستیم و آیا وقتی عذابی بیاید ما را دربر می‌گیرد یا اینکه جنود الهی با عقل و علم و عصمتی که دارند، ما را دچار عذاب زلزله و سیل و توفان و مانند آن نمی‌کنند؟

مشاهده ادامه مطلب