اعترافات یک استارتاپ شکست خورده ایرانی (استارتاپ می‌بریم)

اعترافات یک استارتاپ شکست خورده ایرانی (استارتاپ می‌بریم)

اعترافات یک استارتاپ شکست خورده ایرانی (استارتاپ می‌بریم)

اعترافات یک استارتاپ شکست خورده ایرانی (استارتاپ می‌بریم)

 

با اتفاقات اخیر کشور و خبرهای بدی که هرچند وقت یکبار می‌شنویم مثل فیلترینگ تلگرام و خروج آمریکای بدقول از برجام، دوست ندارم باز هم روحیه ناامیدی به جامعه تزریق کنم ولی اجازه دهید مشاهداتی را بگویم. در این روزها در شتابدهنده‌ها و محیط‌های استارتاپی که می‌روم آن جوانان با شور و اشتیاق استارتاپی سابق را بسیار مایوس می‌بینم. کارآفرینانی که شاید باانگیزه‌ترین و امیدوارترین و خوشبین‌ترین افراد یک کشور هستند، چنان غرق در ابهام و بی‌انگیزگی شده‌اند که حس بسیار بدی به آدم منتقل می‌کند.

نمی‌دانم شاید خدای ناکرده این روند به رشد آمار شکست استارتاپ‌ها و خداحافظی یکی در میان آن‌ها در سال ۹۷ منجر شود که بدترین خیری است که می‌توان به جامعه استارتاپی کشور داد.

این درد و دل را برای این نوشتم که خبر قبول شکست تیم می‌بریم را دیدم. تیم می‌بریم که به خوبی در حال رشد و فعالیت بود و چند روز قبل تصمیم به خاموش کردن سرویس شان افتادند.

بخشی از تجربیات این دوستان که در سایت‌شان را نوشته‌اند را برای شما نقل می‌کنم.

می‌بریم یک سرویس اشتراک سفر است. مشابه استارتاپ‌های همپا ، رهسپار ، کاروانرو و … که تحت عنوان carpooling در دنیا شناخته می‌شوند.

در این سرویس‌ها افراد به جای استفاده از آژانس یا اسنپ با خودروهایی که ظرفیت خالی دارند هم مسیر می‌شوند و خب طبیعتاً نیاز به رزرو از قبل دارند ولی هزینه کمتری می‌پردازند.

 

بخشی از تجربیات دوستان می‌بریم را از زبان خودشان در زیر می‌خوانید:

ما یک مسئله مهم را در نظر نگرفته بودیم: هزینه تغییر عادت. اینکه مردم هر روز سفرشان را رزرو کنند، به جای تاکسی دنبال همسفر بگردند و اصلا مسئله را درک کنند. عددهایی که برای هزینه جذب بهتان می‌گویند را دور بریزید در چنین سیستمی هزینه جذب و نگهداشت هر نفر بالای ۵۰ هزارتومان است. ما در ساده‌ترین حالت بیش از ۱۰ میلیارد تومان سرمایه لازم داشتیم تا صرفا «بخشی» عادات شهروندان را تغییر دهیم. آن هم در پلتفرم پیچیده‌ای که افراد در «زمان و مکان» یکسان باید به هم متصل شوند.

ما بعد از ورود به شتابدهنده، طی سه مرحله در هر مرحله برای ده سرمایه گذار مستندات مالی را ارسال کردیم و در نهایت در ۲۰ جلسه حضوری سرمایه گذاری شرکت کردیم. اوایل که تازه کار را شروع کرده بودیم مسائلی مثل تعداد پایین کاربر را مطرح کردند بعد که سیستم کامل شد و تعداد کاربران بالا رفت گفتند چرا هنوز تراکنش‌تان کم است! اما این اواخر متوجه شدیم تمام اینها بهانه بود، سرمایه گذاران از بازار قرمز جابجایی مسافر ترسیده بودند. وجود بازیگران بزرگی مثل اسنپ و تپ‌سی از یک سو و تغییر عادت از سوی دیگر «می‌بریم» را بسیار پر ریسک کرده بود. در نهایت هیچ کس حاضر به تامین سرمایه مرحله seed می‌بریم که مبلغی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان بود؛ نشد. در بازه‌ای حتی با یکی از تاکسی‌های آنلاین تهران هم وارد مذاکره شدیم و قرار بود از منابع آن‌ها برای رشد می‌بریم استفاده کنیم اما شش ماه گذشت و اتفاقی نیفتاد.

ناامیدی تمام وجودمان را گرفته بود. مدتی می‌بریم را به سرویس‌های روزانه تغییر دادیم تا بیشترین تراکنش این دو سال را رقم بزنیم.  مشتری‌ها ابتدای ماه ۲۰۰ هزار تومان می‌دادند و انتهای ماه با خیال راحت هر روز به محل کارشان می‌رسیدند، اما این هم برای سرمایه گذار قانع کننده نبود. به ظاهر تراکنش خوبی را رقم زده بودیم اما چیزی ساخته بودیم که به سختی Scale می‌کرد. اگر یکی از صندلی‌ها خالی می‌شد یا باید کل سرویس را لغو می‌کردیم یا پول صندلی خالی را به راننده می‌دادیم. همین‌ها باعث شد با اینکه ۱۵ مشتری خوشحال داشتیم که برای سه ماه پشت سر هم پول دادند تصمیم بگیریم از سال جدید تمام سرویس‌ها را لغو کنیم تا بیشتر از این دچار ضرر نشویم. هنوز روزانه سه چهار درخواست جدید برایمان ایمیل می‌شود.

مطالب مشابه